راسته گوشت خواران
زمان کنونی: ۹-۸-۱۴۰۰, ۰۶:۱۳ صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Mars Bowhunter
آخرین ارسال: ALONE HUNTER
پاسخ: 7
بازدید: 15874

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
راسته گوشت خواران
نویسنده پیام
***
کاربر ارزشمند
عنوان : کاربر ارزشمند
ارسال‌ها: 603
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۹۲
اعتبار: 41
وضعیت : آفلاین
جنسیت:
سپاس ها 2420
سپاس شده 3594 بار در 933 ارسال
ارسال: #1
راسته گوشت خواران
راسته گوشت خواران

اين راسته شامل پستانداراني با جثه و شكل‌هاي مختلف است، از راسوي 25 گرمي تا خرس قهوه‌اي 250 كيلويي را در برمي‌گيرد (زير گونه خرس قهوه‌اي به نام گريزلي كه در آلاسكا زندگي مي‌كند 780 كيلوگرم وزن دارد). غذاي اصلي اكثر آنها را گوشت تشكيل مي‌دهد، ولي برخي مانند خرس‌ها همه چيز خوارند و قسمت اعظم غذاي آنها از مواد گياهي است (پانداي غول‌پيكر از گياه خيزران تغذيه مي‌كند). دندان‌هاي گوشت‌خواران مهم‌ترين اسلحه آنها است كه براي گرفتن طعمه و بريدن گوشت تغيير شكل يافته است، دندان‌هاي هر طرف آرواره شامل سه دندان پيشين، يك دندان نيش بسيار بلند و مخروطي شكل است. دندان‌هاي پيش آسيا و آسيا با تعداد متفاوت است، حداقل يكي از اين دندان‌ها كه گوشت بُر (كارناسيال) ناميده مي‌شوند براي بريدن گوشت تغييراتي يافته و به صورت تيغه مانند درآمده است. اين دندان‌ها در گربه‌سانان كه رژيم غذايي آنها بيشتر گوشت است تغيير زيادتري يافته، ولي در حيوانات همه چيز خوار نظير خرس پهن‌تر است.

آشنایی با خانواده های گوشتخواران
اين راسته شامل پستانداراني با جثه و شكل‌هاي مختلف است، از راسوي 25 گرمي تا خرس قهوه‌اي 250 كيلويي را در برمي‌گيرد (زير گونه خرس قهوه‌اي به نام گريزلي كه در آلاسكا زندگي مي‌كند 780 كيلوگرم وزن دارد). غذاي اصلي اكثر آنها را گوشت تشكيل مي‌دهد، ولي برخي مانند خرس‌ها همه چيز خوارند و قسمت اعظم غذاي آنها از مواد گياهي است (پانداي غول‌پيكر از گياه خيزران تغذيه مي‌كند). دندان‌هاي گوشت‌خواران مهم‌ترين اسلحه آنها است كه براي گرفتن طعمه و بريدن گوشت تغيير شكل يافته است، دندان‌هاي هر طرف آرواره شامل سه دندان پيشين، يك دندان نيش بسيار بلند و مخروطي شكل است. دندان‌هاي پيش آسيا و آسيا با تعداد متفاوت است، حداقل يكي از اين دندان‌ها كه گوشت بُر (كارناسيال) ناميده مي‌شوند براي بريدن گوشت تغييراتي يافته و به صورت تيغه مانند درآمده است. اين دندان‌ها در گربه‌سانان كه رژيم غذايي آنها بيشتر گوشت است تغيير زيادتري يافته، ولي در حيوانات همه چيز خوار نظير خرس پهن‌تر است.
در فك بالاي گوشت‌خواران، بين دندان‌هاي پيشين و نيش فاصله‌اي وجود دارد كه در موقع بسته شدن دهان دندان‌هاي نيش فك پايين در آن جاي مي‌گيرند. فك پايين فقط در جهت بالا به پايين حركت مي‌كند. به همين علت گوشت‌خواران قادر به جويدن كامل غذا نيستند و آن را مي‌بلعند. (خرس‌ها و راكون‌ها مستثني هستند). به دليل سهم‌الهضم بودن گوشت، اكثر گوشت‌خواران معده ساده‌اي دارند و روده كورشان كوچك است. برخي از گوشت‌خواران مانند سگ‌سانان و گربه‌سانان پنجه رو هستند ولي عده‌اي ديگر نظير خرس‌ها كف‌رو بوده و مانند انسان پاشنه پاها را روي زمين مي‌گذارند.
به علت اينكه گوشت‌خواران تا نزديك زايمان بايد تحرك و چالاكي لازم را براي شكار حيوانات داشته باشند بنابراين مدت آبستني در اكثر آنها بسيار كوتاه است، بچه‌ها غالباً در زمان تولد نارس، كور و بي‌دفاع هستند. ولي به صورت جدي توسط مادر و در برخي (نظير شيرها) با همكاري پدر، مراقبت و محافظت مي‌شوند. ميزان مرگ و مير در بين بچه‌ها بسيار بالا است و غالباً فقط يك بچه به حيات خود ادامه مي‌دهد.
اكثر گوشت‌خواران زندگي مخفي و شبانه دارند. در گوشت‌خواراني نظير گربه‌سانان كه استتار امري حياتي است پوست بدن از خال‌ها و نوارها پوشيده شده است.
گوشت‌خواران معمولاً به صورت انفرادي زندگي مي‌كنند. تعداد آنها نسبت به طعمه‌هايشان بسيار كم است، بنابراين مشاهده مستقيم آنها بسيار مشكل است. براي آگاهي از وجود آنها مطالعه رد پاها، فضولات و باقيمانده‌هاي غذا بسيار مفيد است. همچنين در مناطقي كه تردد اتومبيل ميسر باشد مي‌توان با استفاده از چراغ اتومبيل و يا چراغ قوه‌هاي در طول شب آنها را مشاهده كرد. اين امكان در شب‌هاي تاريك و بدون نور ماه كه درخشش چشم‌هاي آنها از فاصله‌هاي دور قابل رؤيت است، افزايش مي‌يابد. استفاده از دوربين‌هاي تله‌اي و نصب دستگاه‌هاي ردياب بر روي گوشت‌خواران كه به تازگي در پروژه حفاظت از يوز آسيايي مورد استفاده قرار گرفته است مي‌تواند در مطالعه آنها بسيار مؤثر واقع شود. از راسته گوشت‌خواران تاكنون 8 خانواده و 31 گونه در ايران شناسايي شده است. (دو گونه آنها منقرض گرديده‌اند).
خانواده‌ سگ‌ سانان FAMILY CANIDAE
تمام اعضاء اين خانواده شبيه سگ هستند: پوزه‌اي دراز، باريك و استوانه‌اي شكل دارند. تعداد دندان‌ها 42 عدد است. گوش‌هاي سيخ و مثلثي شكل، دم پرمو، دست و پايي بلند دارند و پنجه رو هستند. تعداد پنج انگشت در دست (اولين انگشت در بالا قرار دارد) و چهار انگشت در پا دارند، ناخن‌هاي كلفت و قوي آنها مانند گربه‌سانان جمع نمي‌شوند، به طوري كه در رد آنها آثار ناخن‌ها قابل مشاهده است. حس بويايي آنها بسيار قوي و شنوايي و بينايي‌شان نيز قوي است. داراي غده‌هاي توليد بو در سطح زيرين دم هستند. آنها قلمرو خود را به وسيله ادرار مشخص مي‌كنند. در مقايسه با اغلب گوشت‌خواران دونده‌هاي خوبي هستند. اكثر آنها طعمه خود را از طريق تعقيب شكار مي‌كنند. در بين سگ‌ساناني كه به صورت اجتماعي زندگي مي‌كنند، غالباً قوي‌ترين حيوان رهبري و كنترل گروه را به عهده دارد.
سگ‌ساناني كه به صورت گروهي زندگي مي‌كنند قادرند با همكاري هم، طعمه‌هاي بزرگ‌تر از جثه خود را بگيرند. در زمان مقاربت به علت متورم شدن آلت تناسلي، نر و ماه تا مدتي كه ممكن است از نيم ساعت نيز تجاوز نمايد به هم قفل مي‌شوند و به آساني نمي‌توانند از يكديگر جدا گردند. بعضي از گونه‌هاي سگ‌سانان مانند گرگ، شغال، و سگ مي‌توانند با هم جفت‌گيري و توليد بچه‌هاي دو رگه كنند. تاكنون گزارشات موثقي مبني بر مشاهده گرگ قرمز، گرگ زرد و گرگ سياه راه راه و حيواني به نام سگ تور كه شباهت به شغال دارد دريافت شده است. متأسفانه تاكنون هيچ گونه تحقيقي در مورد اين حيوانات كه امكان دارد گونه، زير گونه و يا هيبريد جديدي باشند انجام نگرفته است.
ارزش اقتصادي: سگ‌سانان حيوانات بسيار مفيدي هستند. آنها با تعقيب و شكار حيوانات مريض، پير و عليل، سلامتي بقيه را تضمين، و با كنترل جمعيت علف‌خواران از تخريب مراتع جلوگيري مي‌كنند. از طرف ديگر، با از بين بردن حيوانات مضر نظير جوندگان و خوردن لاشه حيوانات كمكي بزرگي به انسان مي‌كنند. در مناطقي كه تعداد سگ‌سانان، به خصوص روباه كاهش يافته است افزايش جمعيت جوندگان آفت كاملاً محسوس است. پوست بعضي از آنها بسيار باارزش است، اغلب سگ‌سانان به خصوص روباه‌ها نسبت به بيماري‌هاي بسيار حساس‌اند. بعضي از آنها نيز خساراتي به دام‌هاي اهلي، پرندگان، و محصولات كشاورزي وارد مي‌كنند كه اين خسارات نسبت به منافع آنها بسيار ناچيز است.
وضعيت فعلي: نظر به اهميت گوشت‌خواران، وضعيت فعلي براي هر يك از گونه‌ها جداگانه توصيف و در متن گنجانيده شده است.
از خانواده سگ‌سانان تاكنون شش گونه در ايران شناسايي شده است.

خانواده راكون‌ ها FAMILY PROCYONIDAE
شباهت زيادي به خرس‌ها دارند. كف رو هستند، دست‌ها و پاها پنج انگشت دارند به خوبي از درختان بالا مي‌روند در اوايل غروب به فعاليت مي‌پردازند همه چيز خوارند و از مواد غذايي مختلف تغذيه مي‌كنند. از آنجايي كه از اين خانواده فقط يك گونه در ايران زندگي مي‌كند بنابراين خصوصيات خانواده به همراه خصوصيات گونه ذكر خواهد گرديد.

خانواده خرس‌ ها FAMILY URSIDAE
خرس‌ها پستانداراني بسيار تنومند، قوي و پشمالو هستند. سر آنها پهن، پوزه كشيده، گوش‌ها كوچك و گرد، چشم‌ها ريز و نزديك به هم، دم بسيار كوتاه، و به سختي قابل رؤيت است. مانند انسان با كف پا راه مي‌روند، ردپاي آنها شبيه به ردپاي انسان و كمي پهن‌تر است، آثار ناخن‌هاي بلند كاملاً مشخص مي‌باشند. خرس‌ها مي‌توانند مسافات كوتاهي روي دو پا راه بروند. دست‌ها و پاها پنج انگشت دارند كه به ناخن‌هاي بلند، خميده، و جمع نشدني ختم مي‌شوند. با وجودي كه خرس‌ها از راسته گوشت‌خواران هستند ولي اغلب از مواد گياهي استفاده مي‌كنند. (به جز خرس قطبي كه كاملاً گوشت‌خوار است و از ماهي و فُك تغذيه مي‌كند). دندان‌هاي آسياي آنها نيز نسبت به ساير گوشت‌خواران بسيار پهن‌تر و براي جويدن مواد گياهي مناسب است. لب‌هاي خرس‌ها به لثه چسبيده نيست و حيوان با جلو بردن آنها حشرات را از سوراخ‌شان مي‌مكد. حس بويايي فوق‌العاده قوي ولي بينايي ضعيف است. (خرس قطبي از فاصله 30 كيلومتري مي‌تواند بوي طعمه خود را حس كند.) خرس‌ها تأخير باروري دارند، با وجودي كه سلول تخم پس از جفت‌گيري كه معمولاً فصل تابستان است تشكيل مي‌شود، ولي در چند ماهه اولِ حاملگي جنين رشدي ندارد، بچه‌ها در موقع تولد بسيار كوچك و به اندازه موش‌هاي بزرگ هستند ولي بعد از تولد با سرعت زيادي رشد مي‌كنند. در فصل پاييز خرس‌ها بسيار چاق مي‌شوند و به طوري كه در برخي موارد وزن آنها به دو برابر افزايش مي‌يابد. در مناطق سردسير در زمان سرد شدن هوا كه غذا كمياب مي‌شود آنها فعاليت خود را متوقف مي‌كنند و به غار و يا سوراخي كه قبلاً در محل مطمئني تعيين كرده‌اند مي‌روند. آنها تمام فصل سرد زمستان را در اين سوراخ مي‌خوابند و در طول اين مدت فقط از چربي ذخيره شده در بدن استفاده مي‌كنند (خرس قطبي خواب زمستاني ندارد). به دليل اينكه در موقع خواب زمستاني درجه حرارت بدن خرس‌ها به طور اساسي كاهش نمي‌يابد و اعمال حياتي بدن به صورت عادي جريان دارد و حيوان به آساني از خواب بيدار مي‌شود. برخي از محققان اين نوع خواب را خواب زمستاني واقعي (Hibernation) نمي‌دانند ولي عده‌اي دگير به مواردي از قبيل كاهش شديد ضربان قلب استناد مي‌كنند و آن را خواب واقعي مي‌دانند.
ارزش اقتصادي: خرس‌ها حيوانات بسيار مفيدي هستند. آنها با از بين بردن حشرات و جوندگان مضر نقش مؤثري در كنترل آفات به عهده دارند. علاوه بر آن با خوردن ميوه‌هاي وحشي و جنگلي و دفع و پخش كردن هسته‌هاي آنها كه در اثر اسيد موجود در دستگاه گوارش پوسته آنها نازك شده است. به تجديد حيات اين درختان كمك مي‌كنند. در برخي از مناطق بلوچستان كه محل تردد خرس سياه است تعداد زيادي درخت خرما در مناطق صعب‌العبور روييده‌اند.
در كشور چين به منظور استفاده از مواد صفراوي اين حيوان كه در درمان بيماري‌هاي كبدي و سنگ كيسه صفرا كاربرد دارد، متجاوز از 10 هزار خرس را كه كيسه صفراي آنها توسط لوله‌اي به بيرون وصل است در قفس نگهداري مي‌كنند.
خرس‌ها در مواردي نيز به دام‌هاي اهلي نظير گاو و گوسفند حمله مي‌كنند. گاهي نيز به نخلستان‌ها، باغ‌ها و كندوهاي عسل دستبرد مي‌زنند. خرس‌ها حيوانات صلح‌طلبي هستند و از درگيري اجتناب مي‌كنند. آنها به مجرد ديدن يا حس كردن بوي انسان فرار مي‌كنند، ولي خرس‌هاي مادة بچه‌دار، خرس‌هاي زخمي، خرس‌هايي كه جايي براي خواب زمستاني پيدا نكرده‌اند، و خرس‌هايي كه از خواب زمستاني بيدار شده‌اند، گاهي مهاجم و بسيار خطرناك‌اند. در سال‌هاي اخير به علت تخريب زيستگاه و كاهش مواد غذايي، گاهي اوقات خرس‌ها به اماكن مسكوني مي‌آيند از آن جمله مي‌توان به ورود يك خرس به دانشگاه آزاد تبريز و يك خرس به شهر دامغان در سال 1385 اشاره كرد كه هر دو كشته شدند. مورد آدم دزدي و برخي از خصوصيات خرس‌ها داستان‌هاي زيادي نقل مي‌شود كه همگي غيرواقعي‌اند. در گذشته‌اي نه چندان دور نگهداري خرس‌ها به منظور اجراي برنامه‌هاي نمايشي در اكثر مناطق ايران رايج بوده است.
از خانواده خرس‌ها تاكنون دو گونه در ايران شناسايي شده‌ است.

خانواده راسو ها FAMILY MUSTELIDAE
اغلب اعضاء اين خانواده داراي بدني كشيده و استوانه‌اي شكل، ولي برخي از آنها مانند رودك كوتاه و خپل هستند، جثه‌اي كوچك (راسو با وزن 25 گرم) تا متوسط (رودك با وزن 34 كيلوگرم)، گوش‌ها كوتاه و گرد واغلب دم بلندي دارند. دست و پاي آنها كوتاه است و در هر يك پنج انگشت دارند كه به ناخن‌هاي بلند، خميده و جمع نشدني كه براي كندن زمين مناسب است ختم مي‌شوند. اين حيوانات از نظر طرز زندگي و نوع زيستگاه تفاوت‌هاي زيادي با هم دارند. برخي مانند سمور به راحتي از درختان بالا مي‌روند، رودك‌ها زندگي زيرزميني دارند و برخي نيز مانند شنگ در آب به سر مي‌برند. اغلب آنها به صورت انفرادي زندگي مي‌كنند. بسيار پرتحرك و چابك هستند. اغلب افراد اين خانواده يك جفت غده توسعه يافته توليد بو در ناحيه مخرج دارند كه بوي تند توليد مي‌كند و وسيله دفاعي حيوان به شمار مي‌رود. آنهايي كه بدن كشيده دارند چهار نعل راه مي‌روند ولي آنهايي كه جثه خپل دارنده راه رفتنشان مانند خرس‌ها است. افراد اين خانواده براي نگاه كردن به اطراف معمولاً روي كفل‌ها مي نشينند. اغلب از گوشت تازه تغذيه مي‌كنند. معمولاً طعمه خود را توسط بو تشخيص مي‌دهند ولي بينايي و شنوايي آنها نيز قوي است. در اكثر اعضاء اين خانواده رشد سلول تخم با تأخير انجام مي‌شود. اين تأخير باعث مي‌گردد تا حيواناتي كه در تابستان و پاييز جفت‌گيري مي‌كنند بتوانند بچه خود را در بهار كه فصل فراواني غذا است به دنيا بياورند.
ارزش اقتصادي: افراد اين خانواده حيوانات بسيار مفيدي هستند و در كنترل جوندگان، از بين بردن حيوانات پير و مريض و ايجاد تعادل اكولوژيك نقش مهمي به عهده دارند. بعضي مانند سمور و شنگ پوست زيبا و با ارزشي دارند، از دم رودك جهت تهيه فرچه ريش تراشي استفاده مي‌گرديد. در برخي از كشورها به منظور تهيه پوست، سمورها را در سطح وسيعي پرورش مي‌دهند. سمورها گاهي به لانه ماكيان دستبرد مي‌زنند و خساراتي وارد مي‌سازند كه اكثر مردم آن را به حساب روباه و شغال مي‌گذارند. شنگ‌ها هم گاهي اوقات وارد استخرهاي پرورش ماهي شده و خسارات ناچيزي وارد مي‌سازند.
از خانواده راسو تاكنون هشت گونه در ايران شناسايي شده است.

خانواده خدنگ‌ ها FAMILY HERPESTIDAE
افراد اين خانواده جثه‌اي كوچك تا متوسط، پوزه‌اي دراز، گوش‌هاي كوچك، دم پرمو و دست و پايي كوتاه دارند. دست و پا پنج انگشت دارد كه به ناخن‌هاي بلند و جمع نشدني ختم مي‌شوند. خدنگ‌ها حيواناتي بسيار فعال، سريع و چابك‌اند و با واكنش‌هاي سريع خود مارهاي بزرگ و سمي را از پاي در مي‌آورند. براي گرفتن مار، موهاي بدن را سيخ مي‌كنند و پس از مدتي كلنجار رفتن در فرصت مناسب و با حركتي سريع سر مار را به دهان مي‌گيرند. از طرف ديگر بدن اين حيوان نيز در مقابل سم مار مقاومت زيادي دارد و حدود هشت برابر مقاوم تر از خرگوش است. غذاي مورد علاقه آنها تخم پرندگان است. براي شكستن تخم، آن را بين پاها قرار مي‌دهد و به طرف ديوار يا سنگ پرتاب مي‌كند. گاهي نيز آن را بلند مي‌كند و به زمين مي‌كوبد.
ارزش اقتصادي: خدنگ‌ها با از بين بردن جوندگان و ديگر حيوانات مضر در ايجاد تعادل طبيعي نقش مهمي به عهده دارند. بعضي از ساكنين استان‌هاي جنوبي كشور، خدنگ‌ها را جهت مبارزه با مار و عقرب و نيز به خاطر بازي جالب‌اش با تخم مرغ درمنازل خود نگه مي‌دارند. اين حيوانات گاهي به طيور اهلي و تخم‌مرغ‌ها حمله مي‌كنند و خساراتي وارد مي‌سازند.
از خانواده خدنگ تا كنون دو گونه در ايران شناسايي شده است.

خانواده كفتار ها FAMILY HYAENIDAE
افراد اين خانواده شباهت زيادي به سگ‌سانان دارند، ولي نزديكي آنها به خانواده خدنگ‌ها به مراتب بيشتر است. از آن جايي كه از اين خانواده‌، فقط يك گونه در ايران زندگي مي‌كند، خصوصيات خانواده به همراه خصوصيات گونه ذكر خواهد شد.
ارزش اقتصادي: كفتارها لاشه خوارند. آنها با خوردن و از بين بردن لاشه حيوانات مرده، نقش مهمي در پاك سازي طبيعت و جلوگيري از انتشار آلودگي‌ها و بيماري‌ها به عهده دارند.
برخي از افراد ناآگاه بر اين باورند كه همراه داشتن آلت تناسلي كفتارماده باعث وفاداري مرد به همسرش مي‌گردد (آلت تناسلي كفتار ماده شباهت به آلت تناسلي كفتار نر دارد به همين دليل اكثر مردم همه كفتارها را نر تصور نموده و كفتار ماده را حيواني كمياب به شمار مي‌آورند. در برخي از شهرستان‌ها عده‌اي فال‌بين قطعه‌اي از روده گوسفند را به جاي آن به افراد ناآگاه مي‌فروشند)

خانواده گربه‌ سانان FAMILY FELIDAE
گربه‌سانان شباهت زيادي به گربه اهلي دارند. جثه آنها كوچك (گربه شني) يا بزرگ (ببر) است. افراد اين خانواده سري كوچك، پوزه كوتاه، گوش‌هاي نسبتاً كوچك و چشم‌هاي درشتي دارند. گربه‌سانان در ميان گوشت‌خواران كمترين تعداد دندان را دارند (28 تا 30 عدد) وضعيت دندان‌هاي گربه‌سانان به نحوي است كه آنها را قادر مي‌سازد طعمه را گرفته و متوقف كنند. سطح زبان گربه‌سانان از پرزهاي شاخي پوشيده شده است. دست و پايي كوتاه دارند (به استثناي يوز كه از نظر شكل بدن، حالت پنجه‌ها و بعضي از عادات شبيه سگ‌سانان است).
دست‌ها پنج انگشت (اولين انگشت در بالا قرار دارد) و پاها چهار انگشت دارندكه به ناخن‌هاي بلند و تيزي ختم مي‌شوند. اين ناخن‌ها كه مهم‌ترين اسلحه گربه‌سانان است، قابل جمع شدن هستندو براي جلوگيري از كند شدن، درون غلافي قرار مي‌گيرند. بنابراين در ردپاي گربه‌سانان آثار ناخن‌ها مشاهده نمي‌شود (به استثناي يوز). پينه‌هاي نرم كف دست و پا كه اطراف آنها را مو احاطه كرده است، قادرشان مي‌ُازد تا با كمترين صدا به طعمه خود نزديك شوند. سبيل‌ها و ساير موهاي بلند صورت به عصب ارتباط دارند و براي لمس كردن اجسام و مسيريابي در شب نقش عمده‌اي به عهده دارند. سبيل‌ها قابليت حركت دارند، مي‌توانند مانند چتر از هم باز شوند، در جلوي صورت قرار بگيرند يا به صورت بچسبند. در گربه‌ساناني كه در مناطقي با پوشش متراكم زندگي مي‌كنند سبيل‌ها رشد و توسعه زيادي يافته‌اند.
در بين خانواده گربه‌سانان فقط اعضاء جنس پانتر (Panthera) مانند: شير، ببر، پلنگ و جگوار توانايي غريدن دارند. برخي از دانشمندان بر اين عقيده‌اندكه عضروفي شدن بخشي از استخوان هيوئيد (Hyoid) كه در مجاورت حنجره قرار دارد باعث انعطاف بيشتر حنجره اين دسته از گربه‌سانان و توانايي آنها در غرش گرديده است. در ساير گربه‌سانان از جمله يوز و گربه‌سانان كوچك كه توانايي غريدن ندارند هيوئيد استخواني است.
اكثر گربه‌سانان شبگرد هستند. مردمك چشم كه در بسياري از گربه‌سانان كوچك، روزها به شكل خط عمودي است در تاريكي به صورت كاملاً گرد در مي‌ايد و سطح وسيعي از چشم را پر مي كند وجود اين مكانيزم و لايه پشت شبكيه باعث مي‌شود كه سلول‌هاي شبكيه ضعيف‌ترين نور را جذب كنند و قدرت بينايي اين حيوانات را در شب افزايش دهند. بازتاب نور چراغ در چشمان گربه‌سانان در شب رنگ مشخصي بين زرد و سبز است. كه از فواصل دور مشاهده مي‌گردد. قدرت بينايي گربه‌سانان در شب حدود شش برابر انسان است. حس شنوايي گربه‌سانان نيز مانند بينايي آنها بسيار قوي است ولي حس بويايي متوسط است. به همين دليل برخلاف سگ‌سانان كمتر توسط بو طعمه خود را تعقب مي‌كنند. شكار معمولاً از طريق ماهرخ رفتن (دزدانه به طعمه نزديك شدن) يا كمين كردن در مسير جانوران، همراه با دويدن و پرش ناگهاني صورت مي‌گيرد، موقعي كه به گله‌اي از جانوران كه قدرت فرار ندارند برخورد مي‌كنند، تعداد زيادي از آنها را مي‌كشند. گربه‌سانان پس از رسيدن به طعمه بلافاصله گلوي او را با دندان گرفته آن قدر فشار مي‌دهند تا حيوان خفه شود.
گربه‌سانان به صورت انفرادي زندگي مي‌كنند (به استثناي شير). قلمرو خود را به وسيله ادرار، مدفوع و خراشيدن درختان مشخص مي‌كنند. در فصل جفت‌گيري، نر و ماده در نار هم ديده مي‌شوند. زمان جفت‌گيري چند دقيقه طول مي‌كشد ولي برخلاف سگ‌سانان نر و ماده به هم قفل نمي‌شوند.
اكثر گونه‌هاي گربه‌سانان به خصوص گربه‌سانان بزرگ قادر به جفت‌گيري با هم و توليدمثل هستند. در بعضي از باغ‌وحش‌ها، ببر نر با شير ماده، شير نر با ببر ماده و پلنگ نر با شير ماده، گربه جنگلي با گربه اهلي جفت‌گيري و توليدمثل كرده‌اند. ولي بچه‌هاي آنها معمولاً نازا هستند.
به علت كم شدن طعمه، شكار بي‌رويه، استفاده از طعمه مسموم و تخريب زيستگاه، نسل اكثر گربه‌سانان ايران در معرض تهديد و يا خطر انقراض قرار گرفته است.
ارزش اقتصادي: گربه‌سانان در كنترل جمعيت جوندگان، خرگوش ها، علف‌خواران و از بين بردن حيوانات پير و مريض نقش عمده‌اي بر عهده دارند. در مناطقي كه تعداد گربه‌سانان كاهش يافته است، جمعيت جانوران مضر، به خصوص خرگوس، پايكا و جوندگاني از قبيل موش، وُل و حتي تشي و گراز افزايش يافته است. پوست بعضي از گونه‌ها بسيار با ارزش و گران قيمت است و برخي ديگر نيز براي تروفه، شكار مي‌شوند. بعضي از گربه‌سانان خساراتي به دامداران وارد مي‌سازند كه در مقايسه با منافع اين حيوانات بسيار ناچيز است.
از خانواده گربه‌سانان تاكنون 10 گونه در ايران شناسايي شده است (2 گونه آن منقرض گرديده‌اند.)

خانواده فک‌ ها FAMILY PHOCIDAE
پستاندارانی آبزی هستند، در گذشته این خانواده را راسته جداگانه‌ای بنام PINNIPEDIA قرار می‌دادند. ولی در حال حاضر اکثر تاکسونومیست‌ها راسته مذکور را حذف و خانواده‌های آن را در راسته گوشت‌خواران جای داده‌اند. بدن این حیوانان برای زندگی در داخل آب تغییراتی یافته است. اکثر آنها مانند نهنگ‌ها دارای لایه ضخیمی از چربی در زیر پوست هستند. این لایه باعث تولید انرژی، سبکی وزن برای شنا و عایق نمودن بدن می‌گردد. گردن آنها کلفت بدن حیوان را در مقابل تیزی صخره‌ها و یخ‌ها حفظ می‌کند. در موقع شیرجه رفتن به زیر آب که تنفس متوقف می‌شود ضربان قلب کاهش می‌یابد. به طوری که در فُک‌های بالغ تعداد ضربان قلب از 55 تا 120 با ردر دقیقه به 4 تا 15 بار در دقیقه می‌رسد. علاوه بر این در زیر آب رگ‌های خونی سطح بدن منقبض می‌شوند ولی جریان خون برای قلب و مغز حالت عادی دارد. در این شرایط میزان مصرف اکسیژن به یک سوم کاهش می‌یابد. اعضاء این خانواده تحمل زیادی نیز در مقابل افزایش اسید لاکتیک و گاز کربنیک خون دارند. ولی پس از 5 تا 10 دقیقه ماندن در سطح آب ضربان قلب و ترکیبات خون به حالت عادی برمی‌گردد. چنین کارآمدی در استفاده از اکسیژن، برخی از فک ها را قادر ساخته تا بیشتر از 70 دقیقه در زیر آب باقی بمانند و تا عمق 900 متری در آب فرو روند. خانواده فک‌ها در ایران، یک گونه دارد.
ارزش اقتصادی: با خوردن آبزیان ضعیف و مریض، و ایجاد تعادل در جمعیت آنها، در اکوسیستم دریای خزر نقش مؤثری به عهده دارد. همه ساله تعداد زیادی از بچه‌های فک برای استفاده از پوست با ارزش آنها شکار می‌شوند علاوه بر آن از گوشت و چربی فک نیز استفاده می‌شود.

ببر مازندران
نام علمی : Panther tigris virgata
نام انگلیسی: Tiger
نام فارسی: ببر مازندران

مشخصات: بزرگ‌ترین عضو خانواده گربه سانان است. رنگ پشت زرد متمایل به نارنجی و زیر بدن سفید است. نوارهای قهوه‌ای باریکی در تمام سطح بدن دیده می‌شود. پشت گوش‌ها سیاه است و لکه سفیدی در وسط آن وجود دارد. ببر خزر شباهت زیادی به ببر بنگال داشت ولی نوارها به پهنی آن نیست و رنگ پهلوها نیز قهوه‌ای تر است. موهای بدن در فصل زمستان رشد زیادی دارد و موهای صورت مانند ببر سوماترا بلند است.
اندازه‌ها: طول سروتنه حدود 140 تا 280 سانتی‌متر دم 60 تا 90 سانتی‌متر وزن حدود 300 کیلوگرمو
زیستگاه: نیزارها، تالاب‌ها و بوته‌زارهای واقع در مناطق جنگلی خزر.
پراکندگی: درگذشته، پراکندگی وسیعی در مناطق جنگلی دریای خزر از آستارا تا پارک ملی گلستان و سرخس داشته ولی در حال حاضر نسل آن منقرض شده است.
پراکنش جهانی: شرق ترکیه، عراق، قفقاز. در میان زیرگونه‌های ببر غربی‌ترین پراکنش‌ را داشته است.
عادات: شبگرد است. معمولاً‌در صبح زود و اواخر غروب به شکار می‌پردازد. به صورت انفرادی زندگی می‌کند. بسیار چابک و قوی است. معمولاً از درخت بالا نمی‌رود. قادر است 10 متر به صورت افقی بپرد. برخلاف اغلب گربه سانان به آب تنی علاقه زیادی دارد. گاهی اوقات ساعات گرم روز را در آب می‌گذراند. او قادر است ده‌ها کیلومتر در آب شنا کند.
غذا: از پستانداران متوسط تا بزرگ نظیر مرال، گراز، شوکا، خرگوش، پرندگان، خزندگان، گاو و گاومیش اهلی تغذیه می‌کرده است. ببر در یک وعده غذا می‌تواند 40 کیلو گوشت بخورد.
تولید مثل: جفت‌گیری احتمالاً در زمستان صورت می‌گیرد. مدت آبستنی حدود 150 روز است. دو تا سه و گاهی شش بچه می‌زاید. در چهار سالگی بالغ می‌شود. طول عمر در اسارت حدود 30 سال است.
وضعیت فعلی: تا حدود 100 سال پیش تعداد نسبتاً‌ زیادی ببر در اکثر مناطق شمالی کشور از آستارا تا سرخس وجود داشته است. ظل السلطان در کتاب تاریخ مسعودی از شکار دو ببر در اطراف بابل و 35 ببر در شبه جزیره میانکاله نام می‌برد. همچنین در برخی سفرنامه‌های معتبر از مشاهده ببر در مناطق سرخس و کشف‌رود ذکر شده است. در بین عکس‌هایی از چند ببر که در نواحی پارک ملی گلستان شکار شده بودند (توسط مرحوم یار محمدخان شادلو در اختیرا نگارنده قرار گرفت) ماده ببری که بر پشت آن دو جنین او را قرار داده بودند به چشم می‌خورد. آخرین اطلاعات در مورد ببر مربوط به شکار ببر توسط یک شکارچی ترکمن در سال 1337 در پارک ملی گلستان است. این فرد پس از مشاهده ببر مذکور را به قتل می‌رساند. از آن تاریخ به بعد با وجود تلاش‌های زیادی که توسط محیط بانان از طریق ردیابی و نصب دوربین انجام گرفت هیچ گونه آثاری از ببر مشاده نشد. در حال حاضر دو تخته پوست ببر مازندران یکی در موزه تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست و دیگری در موزه دارآباد وجود دارد. تخریب زیستگاه به خصوص خشکاندن تالاب‌ها، مسموم کردن ببرها از طریق آغشتن لاشه حیوات شکار شده به مواد سمی، شکار بی‌رویه و کم شدن طعمه از عوامل انقراض نسل این حیوان به شمار می‌روند.

پلنگ ایرانی
نام علمی : Panther pardus saxicolor
نام انگلیسی: North Persian Leopard
نام فارسی: پلنگ ایرانی

مشخصات: جثه‌ای بزرگ، بدنی عضلانی ولی نرم و قابل انعطاف، سری پهنع گوش‌هایی کوچک و گرد دارد. دست و پا نسبتاً کوتاه با پنجه‌های پهن و ناخن‌های تیز و بلند، موها نرم و کوتاه و در مناطق سردسیر بلندترند. رنگ موهای پشت سفید تا کِرم متمایل به نارنجی، زیر بدن کِرم متمایل به خاکستری است. سطح پشت و پهلوها از خال‌های تو خالی شبیه گل (این شکل در نتیجه قرار گرفتن دو تا پنج لکه سیاه در اطراف ناحیه‌ای هم رنگ یا نارنجی‌تر از رنگ بدن بوجود آمده است)، سر، گردن، روی دست‌ها و پاها و زیر بدن از خال‌های توپر پوشیده شده است. هر چه به مناطق شرقی و شمال شرقی کشور نزدیک‌تر شویم رنگ زمینه بدن سفیدتر و جثه بزرگ‌تر می‌شود. در برخی از مناطق آسیای جنوب شرقی و شمال افریقا پلنگ‌های سیاه رنگی مشاهده می‌شود که حاصل یک جهش ژنتیکی (Melanisme) است و آنها زیرگونه و یا گونه خاصی نیستند.
اندازه‌ها: طول سروتنه 110 تا 195 سانتی‌متر، دم 60 تا 110 سانتی‌متر، ارتفاع 45 تا 78 سانتی‌متر، وزن 35 تا 90 کیلوگرم. ماده‌ها کوچک‌تر از نرها هستند.
زیستگاه: در اکثر زیستگاه‌های کشور اعم از جنگلی، کوهستانی، بیابانی، استپی، بلوچی و در ارتفاعات مختلف از صفر تا نزدیک 4000 متر از سطح دریا مشاهده می‌شود.
پراکندگی: در اکثر مناطق کشور اعم از ارتفاعات البرز تا تپه ماهور کویر مرکزی، هر کجا طعمه مناسب، به خصوص کل و بز وجود داشته باشد زندگی می‌کند.
پراکنش جهانی: آفریقا و آسیاو.
عادات: در مناطقی که آرامش داشته باشد، روز و شب فعال است ولی در جاهای که احساس خطر کند، فقط شب‌ها و آن هم با احتیاط ظاهر می‌شود. به صورت انفرادی زندگی می‌کند. دارای قلمرو است و محدوده آن را به وسیله ادرار مشخص کرده و از آن دفاع می‌کند. پلنگ معمولاً آرام، بی‌صدا و با سرعت کم حرکت می‌کند ولی به آسانی می‌تواند سرعت خود را بیشتر از 60 کیلومتر در ساعت افزایش دهد. پلنگ قادر سات شش متر به صورت افقی و سه متر به حالت عمودی بپرد. معمولاً در سوراخ درختان، شکاف سنگ‌ها، غارها و سایر حفره‌های طبیعی لانه می‌سازد و سطح آن را از علف‌های نرم می‌پوشاند. حس شنوایی بسیار قوی ای دارد. خوب شنا می‌کند و به آسانی حیوان بزرگی تا سه برابر وزن خود را از صخره‌ها بالا می‌برد یا به بالای درخت حمل می‌کند. به منظور تعیین قلمرو و یا مبارزه‌طلبی، غرش‌های بلند سر می‌دهد. پلنگ به شدت از انسان می‌ترسد، به محض مواجه شدن با انسان، به حالت مخفی و بسیار سریع فرار می‌کند. اگر زخمی شود یا راه فراری نداشته باشد، ممکن است در موقع فرار به انسان حمله کند. در سال 1384 در مناطق کوهستانی جگین واقع در شهرستان جاسک یک پلنگ که مبادرت به شکار حیوانات اهلی می‌نمود توسط شکارچیان در یک غار محاصره و پس از بیرون آمدن به وسیله گلوله مجروح می‌شود و چون راه فرارش بسته بود به طرف غار برمی‌گردد. در جلوی غار پای یک شکارچی را که به او تیراندازی کرده بود گاز می‌گیرد ولی پس از فرار توسط شکارچی دیگر کشته می‌شود. در بازدیدی که از محل معاینه حیوان شکار شده داشتم مشخص گردید که پلنگ مذکور در سال‌های قبل به علت اصابت فشنگ چهارپاره، یکی از انگشتان پا و دو دندان نیش خود را از دست داده و به علت عدم توانائی در شکار حیوانات وحشی رو به شکار حیوانات اهلی آورده است.
غذا: از اکثر پستانداران بزرگ و کوچک، به خصوص گراز، کل و بز، قوچ و میش و همچنین پرندگان، خزندگان نظیر لا‌ک‌پشت، ماهی‌ها و حشرات تغذیه می‌کند، به شکار و خوردن گوشت روباه و سگ اهلی علاقه‌مند است. در تابستان سال 1386 در منطقه حفاظت شده بافق یک قلاده یوز که یک بز وحشی را شکار نموده و مشغول خوردن آن بود مورد حمله پلنگ قرار می‌گیرد که به علت گاز گرفتن سر و شکستگی جمجمه کشته می‌شود. پلنگ مذکور بخشی از راسته و شکم یوز را خورده بود. برخی از مردم روستاهای بشاگرد بلوچستان بر این باورند «پلنگی که سگ بخورد اگر پیر باشد جوان می‌شود». در مواقعی که طعمه در دسترس نباشد، یا به شدت پیر و آسیب دیده باشد به حیوانات اهلی نظیر گاو، گوسفند، اسب، الاغ و حتی مرغ و خروس حمله می‌کند. رنگ بدن و آمیختگی آن با طبیعت به او نزدیک شدن به طعمه کمک می کند. حیوانات بزرگ را با گرفتن گلو و فشردن مجرای تنفسی و حیوانات کوچک‌تر را به وسیله گاز گرفتن جمجمه و پشت گردن از پای در می‌آورد. معمولاً غذای اضافی خود را به روی درختان می‌برد و یا در شکاف سنگ‌ها و یا زیر شاخ و برگ‌ها پنهان می‌سازد. در اینجا چند مورد را که نگارنده به تازگی شاهد آن بوده است ذکر می‌نماید. در پارک ملی گلستان در دره «آلمه» پلنگ در اوایل غروب یک قوچ را شکار کرد و پس ازخوردن بخشی از آن، لاشه را زیر برگ درختان پنهان نمود. در پارک ملی خبر در منطقه «زنجیر آویز» پلنگ بعد از کشتن یک الاغ جوان لاشه حیوان را به بالای یک درخت بید بلند حمل نموده بود. در پارک ملی توران در محل چشمه شوراب، پلنگ گورخر دو ساله‌ای را شکار کرده و هر شب به سراغ آن می‌آمد. در پارک ملی کویر نزدیک پاسگاه ملک‌آباد، پلنگ پس از کشتن یک بز وحشی لاشه آن را در داخل یک شکاف عمیق پنهان کرده بود. در پارک ملی تندوره نیز بقایای پایکا در مدفوع پلنگ مشاهده گردید. پلنگ در مناطق پرآب، همه روزه آب می‌نوشد ولی در مناطقی که آب در دسترس نباشد، می‌تواند تا یک ماه آب نخورد.
تولیدمثل: جفت‌گیری معمولاً در اواسط زمستان صورت می‌گیرد. در این فصل صدای نعره پلنگ‌ها شنیده می‌شود و درگیری‌هایی نیز ممکن است بین نرها ایجاد گردد. مدت آبستنی حدود 95 روز است. زایمان در غارها و سوراخ‌ها صورت می‌گیرد. از یک تا شش بچه می‌زاید. چشم‌های بچه‌ها بعد از 10 روز باز می‌شوند، به مدت سه ماه شیر می‌خورند. در 18 ماهگی از مادر جدا می‌شوند. حدود سه سالگی بالغ می‌شوند. طول عمر در اسارت حدود 23 سال است.
وضعیت فعلی: پلنگ دشمن طبیعی ندارد، فقط گاهی توله‌ها توسط سایر گوشت‌خواران شکار می‌شوند. این حیوان از قابلیت استتتار خوبی برخوردار است و خود را با شرایط زیستگاه‌های مختلف سازش می‌دهد، اما به علت کم شدن غذا و آغشته کردن لاشه‌ی حیوانات شکار شده به مواد سمی، شکار غیرمجاز و تصادف با اتومبیل جمعیت آن رو به کاهش گذارده و رد بعضی از مناطق به کلی نابود شده است. به تازگی چند مورد از کشته شدن پلنگ توسط انسان در مناطق کوهستانی گیلان (به خصوص عمارلو)، لرستان و گلستان مشاهده شده است. در حال حاضر به علت افزایش جمعیت گراز به خصوص در مناطق جنگلی گیلان و مازندران پلنگ‌ها از این حیوان تغذیه می‌کنند. در اکثر مناطق تحت حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست که هنوز کل و بز، قوچ و میش وجود دارد می‌توان پلنگ را مشاهده کرد. در بین عکس هایی که به تازگی توسط دوربین‌های تله‌ای نصب شده در مناطق تحت حفاظت توران، بافق، کویر، نایبندان، ساریگل، پارک ملی بمو و بوشهر گرفته شده‌اند، عکسهای جالبی از پلنگ مشاهده می‌شود. در سال 1385 نگارنده یک قلاده پلنگ را از فاصله 10 متری در پارک ملی خجیر مجاور باغ شاه و پلنگ دیگری را از فاصله 10 متری در پارک ملی کویر مجاور چشمه خری مشاهده کرد همچنین در اسفند ماه این سال یک قلاده پلنگ نر و در آذرماه سال 1386 نیز یک قلاده پلنگ نر دیگر در منطقه حفاظت شده بافق با استفاده از تله، زنده‌گیری و بر روی گردن آنها ردیاب رادیویی و GPS نصب شد. در بهار سال 1387 نیز آقای چلانی در پارک ملی خجیر موفق به گرفتن عکس از پلنگ گردیدند.
[تصویر:  19_14139280214062761.jpg]

خرس سیاه
نام علمی : Ursus thibetanus
نام انگلیسی: Black Asian Bear
نام فارسی: خرس سیاه

مشخصات: جثه كوچك‌تر از خرس قهوه‌اي، گوش‌ها به نسبت بزرگ، موها بلند و به رنگ سياه است. در وسط سينه لكه سفيدي به شكل 7 وجود دارد (نمونه‌هايي با رنگ قهوه‌اي متمايل به قرمز يا كاملاً قهوه‌اي مشاهده شده است).
اندازه‌ها: طول سر و تنه 120 تا 180 سانتي‌متر، دم 7 تا 10 سانتي‌متر، ارتفاع 90 سانتي‌متر، وزن 50 تا 170 كيلوگرم.
زيستگاه: مناطق كوهستاني و جنگلي جنوب كرمان، رويشگاه‌هاي پراكنده درختچة داز و زيتون واقع در بلوچستان و هرمزگان.
پراكندگي: از مناطق مرزي بلوچستان ايران با پاكستان تا ميناب و جيرفت پراكندگي دارد. مناطق كوهستاني زابلي، نيك‌شهر و رشته‌كوه بيرك واقع در بلوچستان، كوه‌هاي بشاگرد و رودان در هرمزگان، مناطق كوهستاني ده‌بكري جبال بارز، دلفارد، بحر آسمان و كهنوج واقع در جنوب كرمان از مهم‌ترين مناطق زندگي اين حيوان است.
پراكنش جهاني:‌ پاكستان تا ژاپن، تايلند و جنوب شرقي سيبري.
عادات: شبگرد است. معمولاً در اواخر غروب از لانه بيرون مي‌آيد و قبل از روشن شدن هوا دوباره به لانه برمي‌گردد، به نحو بسيار ماهرانه‌اي از درخت بالا مي‌رود. به صورت انفرادي زندگي مي‌كند. در غارها يا حفره‌هايي كه در اثر ريختن صخره‌ها به وجود آمده است لانه مي‌سازد. حالت تهاجمي اين خرس بيشتر از خرس قهوه‌اي است. در ايران به احتمال زياد خواب زمستاني ندارد ولي در مناطقي مانند سيبري چهار تا پنج ماه به خواب زمستاني فرو مي‌رود.
غذا: اغب از مواد گياهي نظير ميوه و جوانه تغذيه مي‌كند. بيشتر از ساير خرس‌ها به بالاي درخت مي‌رود. در اكثر مناطق كم ارتفاع بلوچستان كه درختان داز (شبيه نخل زينتي هستند) فراوان است، مشاهده مي‌شود از ميوه و جوانه انتهايي آن كه نرم و مغذي است تغذيه مي‌كند. در مناطق كوهستاني مرتفع مانند كوه بيرك و جبال بارز غذاي خرس‌هاي سياه غالباً بادام وحشي، انجير، زيتون و ساير ميوه‌ها نظير زردآلو است. خرس سياه علاوه بر مواد گياهي، از مواد حيواني نظير حشرات، مهره‌داران كوچك، نوزاد پستانداران و گاهي دام اهلي تغذيه مي‌كند. در منطقه سرباز تعداد هشت رأس گوسفند كه در يك شب توسط خرس سياه كشته شده بودند مشاهده شد. خرس سياه گاهي اوقات به نخلستان‌ها دستبرد مي‌زند و خساراتي وارد مي‌سازد. در مناطق شهرستان نيك‌شهر خرس‌ها براي خوردن خرما از درختان نخلي كه حدود 15 متر ارتفاع داشتند، بالا رفته بودند. در اطراف رودخانه كاجو در سرگين چند خرس مقدار زيادي پوست خرچنگ رودخانه‌اي و بال‌هاي قاب‌بالان مشاهده شد. خرس سياه معمولاً براي خوردن غذا هر شب كيلومترها راه را طي كرده، صبح زود به لانه مراجعت مي‌كند.
توليدمثل: از توليدمثل خرس سياه اطلاع زيادي در دست نيست ولي معمولاً جفت‌گيري در اواخر تابستان انجام مي‌گيرد و پس از حدود هفت ماه معمولاً تعداد دو بچه مي‌زايد. چشم‌ها بعد از يك هفته باز مي‌شوند. سه ماه و نيم شير مي‌خورند و تا دو يا سه سالگي با مادر مي‌مانند. گاهي اوقات مادر با دو سري بچه مشاهده مي‌شود. طول عمر حدود 25 سال است.
وضعيت فعلي: خرس سياه از قدرت تطابق خوبي با محيط‌ها و غذاهاي مختلف برخوردار است، ولي به علت قابل دسترس بودن مخفيگاه اين حيوان، شكارچيان به آساني آن را مي‌يابند و از بين مي‌برند. همه ساله تعدادي بچه خرس كه بري خوردن خرما به بالاي نخل‌ها مي‌روند توسط روستاييان دستگير و يا كشته مي‌شوند. در حال حاضر در اكثر مناطق جنگلي جبال بارز و دلفارد نسل آن رو به انقراض است و در ساير مناطق نيز كاهش نسبي جمعيت مشاهده مي‌شود. در بررسي كه توسط مؤلف در خرداد 1384 از رشته‌كوه آب‌بند واقع در شهرستان نيك‌شهر انجام گرفت، آثار تازه به جاي مانده از حداقل پنج قلاده خرس مشاهده شد كه آمار اميدواركننده‌اي است. در اوايل سال 1385 نيز يك قلاده خرس نر بالغ در جاده كرمان جيرفت 15 كيلومتر بعد از سه راهي دارزين با اتومبيل تصادف نموده و كشته شد. همچنين در ارديبهشت ماه 1386 در منطقه نيك‌شهر يك توله خرس كه تازه چشمانش باز شده بود توسط اهالي به اداره محيط زيست نيك‌شهر تحويل داده شد كه به باغ‌وحش چاه نيمه زابل انتقال يافت. در منطقه كهنوج نيز در دو ساله اخير دو قلاده خرس سياه به علت تصادف با اتومبيل كشته شده‌اند. در سال 1387 نيز در منطقة ده بكري كرمان يك قلاده خرس سياه توسط هادي فهيمي و حسين يوسفي مشاهده شد و براي نخستين بار در طبيعت از آن فيلم تهيه گرديد.
خرس سیاه آسیایی (هیمالیا) با نام علمی (ursus thibetanus)متعلق به خانواده ursidae گونه ای است با جثه متوسط در بین گونه های دیگر خرس ها .وطول بدن این جانور با توجه به شرایط محیطی و نوع تغذیه ای که انجام میدهد متغیر است و از 130 تا 180 سانتی متر میباشد . وزن خرس سیاه در منابع مختلف متفاوت ارائه شده است . برای نر های بالغ 160-90 کیلوگرم وبرای ماده ها 130 تا 70 کیلوگرم که البته به نوع تغذیه خرس ها و شرایط محیطی بستگی دارد . وزن توله خرس ها بین 5 تا 30 کیلوگرم متفاوت است . اما به طور متوسط در حدود 10 کیلوگرم وزن دارند . دم آن بسیار کوتاه و حدود 7 الی 10 سانتیمتر بوده و از دور به زحمت دیده میشود. ارتفاع بدن جانور نیز به حدود 90 سانتیمتر میرسد. چشمها ریز و نزدیک به هم هستند و موهای بدن آن بلند است . نام محلی خرس سیاه آسیایی با توجه به جثه بزرگی که دارد به نام محلی مم شناخته می شود .شکل ظاهری بدن خرس سیاه شبیه خرس قهوه ای است. ولی ترکیب بدنی آن سبکتر و ظریفتر است دست و پاهای این جانور دارای 5 انگشت با ناخن های تیز و قوس دار میباشد که این مسئله کمک میکند تا خرس بتواند براحتی از تنه درختان و صخره های صعب العبور بالا برود . از مشخصات بارز این جانور وجود لکه سفید رنگ به شکل 7 و هلال مانند روی سینه اش میباشد . گوش های این جانور بیضی شکل و بلند و پا هایش لاغرتر و بلندتر و بخش جلویی بدن از بخش عقبی قوی تر است بدلیل کوتاه بودن دستها نسبت به پاها سرعت حرکت این جانور در سرازیری کمتر از حرکت در سربالایی است حس بویایی این جانور بسیار قوی تر از حس شنوایی و بینایی آنها ست.
تولید و مثل : خرس سیاه در سن 3 -4 سالگی به بلوغ جنسی میرسد و زادآوری را شروع می کند البته تا زمانیکه توله ها با مادر زندگی می کنند جنس ماده تمایلی به آمیزش ندارد جفت گیری عموما در اواسط فصل تابستان شروع می شود در این مدت نر و ماده چند روز با هم زندگی می کنند طول دوره بارداری خرس سیاه متفاوت است ولی معمولا 7 – 8 ماه طول می کشد. و فصل زایمان در اواخر زمستان صورت می گیرد و غالبا دو قلوزا هستند توله ها در بدوتولد بسیار کوچک و نارس هستند و حدود 500 گرم وزن دارند وفاقد مو وصورتی رننگند ، وتا یک ماه چشم هایشان بسته است وبسیار آسیب پذیر هستند . دوره شیر خوارگی توله خرس در حدود 6 ماه طول می کشد. توله ها تا دو سالگی وابسته به مادر هستند وبا توجه به اینکه مهارت لازم را در سال اول زندگی برای گریز ومقابله با دشمن ندارند ، نیاز به حمایت بیشتر توسط خرس مادر را دارند ، خرس ها معمولا" هر دو سال یک بار زاد آوری می کنند .به شرطی که بچه های همان سال تلف نشده و از بین نرفته باشند در غیر این صورت میتوانند همان سال نیز جفتگیری نموده و باردار شوند ومتوسط طول عمر این حیوان در حدود 30 سال میباشد . با توجه به این مسایل می توان دریافت که این جانور دارای استراتژی تولید ومثل مطلوبی نبوده واین مسئله باعث به خطر افتادن نسل این حیوان شده است .
پراکنش جهانی خرس سیاه آسیایی : پراکنش این گونه در سطح وسیعی از قاره آسیاه گزارش شده است . وعمدتا" جنوب وجنوب شرق آسیاه وشرق آسیاه را شامل میشود . این گونه در نواحی کوهستانی جنوب شرقی ایران ، پاکستان ، افغانستان ، شمال هندوستان ، نپال ،بوتان ، چین ، لائوس ، تایلند ، کامبوج ، وویتنام هم دیده شده است . حتی به صورت موردی در تایوان هم گزارش شده است . اخیرا" با توجه به مطالعات صورت گرفته ، چهار زیر گونه از این جانور در سطح قاره آسیاه مشخص گردیده است . وزیر گونه ای که در ایران زیست می کند. ursus thibetanus gedrosianus میباشد.
پراکنش در ایران: پراکنش این جانور در کشور ایران محدود به مناطق جنوب شرق شامل استان های کرمان ، هرمزگان وسیستان وبلوچستان است . در استان کرمان درمناطقی از شهرستان های جیرفت وکهنوج گزارش شده است . ودر استان هرمزگان هم در مناطقی از ارتفاعات بشاگرد گزارش شده است ولی در استان سیستان وبلوچستان از پراکنش بیشتری برخوردار است . ودر ارتفاعات شهرستان نیکشهر ، چابهار ، سرباز، کوه بیرک سراوان ، خاش ، وبزمان ایرانشهر گزارش مشاهده خرس در سالهای گذشته اعلام شده است . بیشترین جمعیت این گونه در سالهای اخیر در شهرستان نیکشهر گزارش شده است .
زیستگاه وشرایط اقلیمی: انتخاب محل در زیستگاه و یا نحوه استفاده از آن ارتباط مستقیمی با آب ، پوشش گیاهی ، پناهگاه ، امنیت ، منابع غذایی و توزیع جوامع انسانی در منطقه دارد. خرس سیاه در بلوچستان در مناطقی که پوشش گیاهی داز و خرما دارد ، مستقر ند و شرایط اقلیمی رابطه مستقیمی با محل زیست این گونه در سطح منطقه دارد . یعنی خرس ها در طول سال با توجه به شرایط محیطی در مناطق مختلفی به زندگی و استراحت می پردازند . در منطقه نیکشهر . خرس ها از اواسط اسفند تا اواخر خرداد ماه که هوا گرم میباشد . مناطقی را برای استراحت روزانه انتخاب می کند که خنک تر باشد. در این موقع از سال بیشتر در ارتفاعات بالاتر و در لانه هایی که شیب آن به سمت مغرب باشد و تا اواسط روز آفتاب به آن نقطه نمی تابد و بیشتر در داخل پوشش گیاهی که در این دره ها قرار دارد ، زیست می کنند.
[تصویر:  19_14139280230763911.jpg]
GOD gives me nothing... But wants from me everything... 19
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۱-۳۰-۱۳۹۲ ۰۱:۳۹ عصر، توسط Mars Bowhunter.)
۱۱-۳۰-۱۳۹۲ ۱۲:۴۰ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Jafar43 ، ALONE HUNTER ، severus snape ، logaritm ، rifles ، ali69
***
کاربر ارزشمند
عنوان : کاربر ارزشمند
ارسال‌ها: 603
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۹۲
اعتبار: 41
وضعیت : آفلاین
جنسیت:
سپاس ها 2420
سپاس شده 3594 بار در 933 ارسال
ارسال: #2
RE: راسته گوشت خواران
خرس قهوه‌ ای
نام علمی : Ursus arctos
نام انگلیسی: Brown Bear
نام فارسی: خرس قهوه‌ ای

مشخصات: جثة بسيار بزرگي دارد (خرس قهوه‌اي بزرگ‌ترين گوشت‌خوار ايران است)، گوش‌ها كوچك، گرد و دم نامشخص است. اين خرس رنگي متفاوت از قهوه‌اي تيره تا زرد بور دارد. در مناطق غرب ايران، رنگ اكثر خرس‌ها روشن‌تر از مناطق شمالي است. بچه‌ها عموماً قهوه‌اي تيره‌اند و در ناحيه يقه آنها قسمت روشني مانند خرس سياه مشاهده مي‌شود (خرس قهوه‌اي در دنيا چند زير گونه دارد كه از ميان آنها مي‌توان از خرس كودياك و خرس گريزلي، كه با 780 كيلوگرم بزرگ‌ترين گوشت‌خوار جهان است نام برد.)
اندازه‌ها: سر و تنه 170 تا 250 سانتي‌متر، دم 6 تا 14 سانتي‌متر، ارتفاع 90 تا 110 سانتي‌متر، وزن 100 تا 250 كيلوگرم (جثه خرس ماده بسيار كوچك‌تر از خرس نر است).
زيستگاه: مناطق جنگلي خزر، ارسباران، زاگرس، علفزارهاي مرتفع كوهستاني نزديك جنگل، دره‌هاي پايين دست جنگل.
پراكندگي: از خراسان شمالي تا آذربايجان، و از آذربايجان تا لرستان، خوزستان و فارس.
پراكنش جهاني:‌ آمريكا، اروپا، آفريقا و آسيا. مانند گرگ و روباه معمولي بيشترين پراكندگي را در بين پستانداران زميني دارد.
عادات: شبگرد است. در مناطقي كه آرامش كافي داشته باشد، روزها نيز مشاهده مي‌شود. به صورت انفرادي زندگي مي‌كند، خرس ماده اغلب با بچه‌ها ديده مي‌شود. لانه خود را در شيب‌هاي كوهستاني در بين سنگ‌هاي بزرگ انباشته شده، سوراخ‌هاي طبيعي، غارها، و يا در ميان ريشه درختان انتخاب مي‌كند. در بسياري اوقات خودش نسبت به حفر لانه اقدام نموده و كف آن را با گياهان خشك مي‌پوشاند. بسيار قوي است. مي‌تواند مسافت زيادي را چهار دست و پا با سرعتي متجاوز از 50 كيلومتر بدود. در موقع نزاع و بازي اغلب روي دو پا مي‌ايستد. قادر است از درختان كوتاه بالا برود و شناگر ماهري است.
غذا: همه چيزخوار است، رژيم غذايي بستگي به منابع غذايي قابل دسترس دارد. اغلب از مواد گياهي نظير ميوه‌ها، ريشه، دانه، جوانه، و مواد حيواني از قبيل حشرات، مهره‌داران بزرگ و كوچك، نوزاد پستانداران بزرگ، ماهي، دام، لاشه حيوانات، و زباله تغذيه مي‌كند. در منطقه پالون گردن واقع در البرز مركزي لاشه يك گاو اهلي بالغ كه توسط خرس شكار شده بود، در پارك ملي گلستان قسمتي از لاشه نوزاد چند روزه مرال كه خرس آن را خورده بود و در شمال مسجد سليمان لاشه چند گوسفند كه توسط خرس كشته شده بودند توسط مؤلف مشاهده و ثبت شد. خرس قهوه‌اي به خوردن عسل نيز علاقه زيادي دارد. در فصل بهار كه گياهان مي‌رويند، مانند علف‌خواران از علف‌هاي تازه و قارچ تغذيه مي‌كند. با استفاده از ناخن‌هاي بلند و خميده‌اش، حشرات را از زير پوست درختان و شكاف سنگ‌ها بيرون مي‌كشد، لانه جوندگان را مي‌كند و آنها را شكار مي‌كند. در اواخر تابستان و پاييز معمولاً خرس‌ها در مناطق پايين‌دست جنگل يا دره‌ها كه ميوه‌هاي وحشي فراوان است، ساكن مي‌شوند. آثار شكستگي شاخه‌هاي درختان ميوه و مدفوع خرس‌ها در اين مناطق مشاهده مي‌شود.
توليدمثل: جفت‌گيري غالباً در اواير فصل تابستان شروع مي‌شود، در اين فصل صداي جيغ مانند خرس‌ها به گوش مي‌رسد. نر و ماده يك تا سه هفته با هم زندگي مي‌كنند. مدت آبستني حدود هفت تا هشت ماه است و غالباً در موقع خواب زمستاني يك تا چهار و معمولاً دو نوزاد مي‌زايد. نوزادان بسيار كوچك و نارس هستند. وزن آنها حدود 300 تا 600 گرم است. چشم‌ها در يك ماهگي باز مي‌شوند. سه تا چهار ماه شير مي‌خورند و تا دو سالگي وابسته به مادر هستند. بچه‌ها پس از ترك مادر به مدت دو تا سه سال با هم زندگي مي‌كنند. نرها در چهار سالگي و ماده‌ها در سه سالگي بالغ مي‌شوند. خرس ماده معمولاً هر دو تا سه سال يك بار مي‌زايد. طول عمر خرس حدود 30 تا 45 سال است.
وضعيت فعلي: خرس‌ها به دليل استفاده از منابع غذايي مختلف، زندگي در مناطق دور از دسترس و صعب‌العبور جنگلي و كوهستاني، شبگرد بودن نداشتن دشمنان طبيعي و خواب زمستاني از جمعيت خوبي برخوردارند و در حال حاضر خطري جدي نسل آنها را تهديد نمي‌كند. در منطقه گلستانك واقع در البرز مركزي در يك روز مي‌توان تعدادي خرس قهوه‌اي را مشاهده كرد.
[تصویر:  19_14139280246284571.jpg]

روباه تركمنی
نام علمی : Vulpes Corsac
نام انگلیسی: Corsac fox ,Steppe fox
نام فارسی: روباه تركمنی

مشخصات: از نظر ظاهري شبيه روباه معمولي است ولي جثه‌اش كوچك‌تر و دست و پايش بلندتر است. مشخصه اصلي اين روباه دم نسبتاً كوتاهي است كه برخلاف ساير روباه انتهاي آن به زمين نمي‌رسد. رنگ موهاي انتهايي دم برخلاف روباه معمولي و روباه شني، قهوه‌اي تيره يا سياه است. گوش‌ها نسبتاً نوك تيز ولي در پايين پهن و رنگ پشت آنها دارچيني روشن است. در فصل زمستان موها بسيار بلند و رنگ آنها به خاكستري متمايل به سفيد تبديل مي‌شوند، به طوري كه فقط نوك گوش‌ها قابل مشاهده است. پوشش تابستاني كوتاه و به رنگ نخودي متمايل به قرمز است.
اندازه‌ها: طول سر و تنه حدود 50 تا 60 سانتي‌متر، دم 25 تا 35 سانتي‌متر.
زيستگاه: مناطق استپي و بياباني.
پراكندگي: در ايران فقط در نواحي تركمن صحرا زندگي مي‌كند.
پراكنش جهاني:‌ آسياي مركزي، سبري تا تبت.
عادات: اغلب شبگرد است. به صورت انفرادي زندگي مي‌كند ولي نسبت به ساير روباه‌ها اجتماعي‌تر است. گاهي چندتاي آنها در يك لانه مشاهده مي‌شوند، معمولاً در لانة متروكه حيواناتي نظير رودك ساكن مي‌شود. حيواني بسيار چابك و بازيگوش است و مي‌تواند از درختان بالا برود. در گذشته شكار آن با عقاب متداول بوده است. بعضي نيز آن را به عنوان حيوان خانگي نگهداري مي‌كرده‌اند. اين روباه، سرعت كمي دارد، به طوري كه يك سگ معمولي مي‌تواند آن را به آساني بگيرد.
غذا: معمولاً از جوندگان نظير جربيل بزرگ، خرگوش، خارپشت، پرندگان، خزندگان، قورباغه، حشرات، لاشه حيوانات و مواد گياهي تغذيه مي‌كند. معمولاً، پوست خارپشت‌هايي كه توسط اين روباه شكار شده‌اند، در نزديك لانه مشاهده مي‌شود. ساير خصوصيات شبيه روباه معمولي است.
وضعيت فعلي: به علت باارزش بودن پوست اين حيوان، شكارچيان با استفاده از وسايل مختلف، آن را تعقيب و شكار مي‌كنند. به همين علت جمعيت روباه تركمني به شدت كاهش يافته و خطر انقراض، نسل آن را تهديد مي‌كند.
[تصویر:  19_14139280264294271.jpg]

روباه شنی
نام علمی : Vulpes rueppellii
نام انگلیسی: Sand Fox, Ruppell’s Fox
نام فارسی: روباه شنی

مشخصات: جثه كوچك‌تر از روباه معمولي، ولي گوش‌ها به نسبت بزرگ‌تر است. رنگ پشت گوش‌ها برخلاف روباه معمولي سياه نيست و غالباً به رنگ پشت بدن و يا زرد متمايل به نارنجي است. موها بسيار نرم و متراكم، رنگ پشت خاكستري متمايل به زرد، رنگ موهاي دم زرد متمايل به قهوه‌اي و انتهاي آن سفيد است. دست و پا كوتاه‌تر از روباه معمولي است. در بين پنجه‌هاي دست و پا موهاي بلندي وجود دارد.
اندازه‌ها: طول سر و تنه 40 تا 52 سانتي‌متر، دم 25 تا 35 سانتي‌متر، ارتفاع 25 تا 30 سانتي‌متر، وزن 2 تا 5/4 كيلوگرم.
زيستگاه: مناطق بياباني و استپي.
پراكندگي: در مناطق حاشية كوير مركزي، سيستان و بلوچستان، فارس، خوزستان، بندرعباس و احتمالاً جزيره قسم زندگي مي‌كند (روباه‌هاي جزيره قشم از نظر شكل ظاهري با ساير روباه‌ها متفاوتند. برخي شبيه روباه معمولي و برخي نيز شباهت‌هايي به روباه شني دارند. تاكنون هيچ‌گونه مطالعه‌اي در مورد روباه‌هاي جزيره قشم صورت نگرفته است).
پراكنش جهاني:‌ شمال آفريقا، عربستان، افغانستان.
عادات: شبگرد است، معمولاً در روز ديده نمي‌شود. به صورت انفرادي و گاهي در دسته‌هاي كوچك زندگي مي‌كند.
غذا: از مواد حيواني نظير سوسك، جوندگان كوچك، خزندگان، حشرات، لاشه حيوانات و مواد گياهي نظير برگ، دانه‌هاي آب‌دار و صيفي‌جات تغذيه مي‌كند (در منطقه رباط پشت بادام يزد تعدادي روباه شني در حال خوردن هندوانه مشاهده گرديد). ساير خصوصيات و عادات اين روباه شبيه روباه معمولي است. طول عمر در اسارت شش سال و نيم است.
وضعيت فعلي: به علت زندگي در مناطق بياباني و دور از دسترس، خطر چنداني نسل اين حيوان را تهديد نمي‌كند. در سال‌هاي 1359 و 1360 اكثر روباه‌هاي شني پارك ملي كوير به علت نامشخصي كه احتمالاً طعمه‌هاي مسموم كار گذاشته شده توسط دامداران براي كشتن گرگ‌ها بوده است نابود شدند.
[تصویر:  19_14139280277787661.jpg]

روباه معمولی
نام علمی : Vulpes vulpes
نام انگلیسی: Common Fox,Red Fox
نام فارسی: روباه معمولی

مشخصات: تشخيص اين حيوانات به علت داشتن دم بلند و پشمالو با نوك سفيد، پوزة باريك، گوش‌هاي بزرگ و سيخ كه پشت آنها سياه يا قهوه‌اي است به آساني ميسر مي‌باشد. رنگ موهاي پشت در مناطق مختلف متفاوت، و معمولاً خاكستري متمايل به قهوه‌اي تا نخودي است .
اندازه‌ها: طول سر و تنه 50 تا 77 سانتي‌متر، دم 32 تا 48 سانتي‌متر، ارتفاع 25 تا 40 سانتي‌متر، وزن 4 تا 10 كيلوگرم.
زيستگاه: در اكثر زيستگاه‌ها و حتي داخل شهرها وجود دارد. در شهر تهران در بسياري از پارك‌ها و باغات و حتي منازل مشاهده مي‌شود.
گاهي اوقات شب‌ها در زير نور چراغ به جستجوي غذا مي‌پردازد، از مناطق بسيار خشك بياباني و جنگل‌هاي انبوه دوري مي‌كند (تاكنون به جز منطقه جنگلي پارك ملي گلستان از ديگر مناطق جنگلي خزر گزارش نشده است).
پراكندگي: در اكثر مناطق كشور از ارتفاعات سردسير آذربايجان تا مناطق گرمسير جنوب كشور زندگي مي‌كند.
پراكنش جهاني: آمريكا، اروپا و آسيا (روباه معمولي و گرگ بعد از انسان بيشترين پراكندگي طبيعي را در بين پستانداران زميني دارند).
عادات: شبگرد است، اوايل غروب و صبح زود فعاليت بيشتري دارد. در فصل جفت‌گيري، زمان تهيه غذا براي بچه‌ها و مواقع مريضي، روزها نيز مشاهده مي‌شود. حيواني تك‌زي است، ولي در زمان جفت‌گيري و نگهداري از بچه‌ها زندگي مشترك دارد. غالباً در لانه حيواناتي نظير رودك ساكن مي‌شود يا از سوراخ‌هاي طبيعي استفاده مي‌كند. معمولاً دو لانه دارد و در مواقع احساس خطر بچه‌ها را از لانه‌اي به لانه ديگر منتقل مي‌سازد. لانه‌ها معمولاً علاوه بر لاه اصلي چندين راه خروجي اضطراري دارند. روباه معمولي قادر است با سرعت 48 كيلومتر در ساعت بدود، در يك شب حدود هشت كيلومتر مسافت را طي كند. دو متر به هوا بپرد و به خوبي شنا كند. حس بويايي، بينايي و شنوايي قوي است. مردمك چشم مانند برخي گربه‌سانان به صورت خط عمودي در مي‌آيد و قدرت بينايي‌اش هم به خوبي گربه‌ها است.
غذا: رژيم غذايي بستگي به مواد قابل دسترس دارد، معمولاً از پستانداران كوچك نظير موش و خرگوش، پرندگان و جوجه آنها، خزندگان، حشرات و ساير بي‌مهرگان تغذيه مي‌كند. در معده يك روباه كه در حومه شيراز شكار شد ده‌ها عقرب مشاهده گرديد. معمولاً طعمه خود را با تعقيب رد آنها به خصوص در برف شكار مي‌كند. براي شكار موش بي‌حركت مي‌ايستد، به دقت گوش مي‌دهد، ناگهان در حالي كه دستانش رو به پايين است مستقيم به روي طعمه مي‌جهد و آن را به زمين مي‌چسباند، ولي خرگوش‌ها را با سرعت زياد تعقيب كرده و آنها را مي‌گيرد، گاهي اوقات با دستانش زمين را حفره نموده و غذاي اضافي را در آن پنهان مي‌كند. روباه معمولي از غذاهاي گياهي نيز به عنوان مكمل استفاده مي‌كند. در بعضي از مناطق، مانند دشت تركمن صحرا در فصل تابستان روباه‌ها در اطراف مزارع هندوانه ساكن شده و در اين دوره هندوانه غذاي اصلي آنها را تشكيل مي‌دهد.
توليدمثل: جفت‌گيري معمولاً در زمستان صورت مي‌گيرد. در اين زمان صداي جيغ مانند روباه‌ها در شب شنيده مي‌شود. در فصل جفت‌گيري گاهي نزاع‌هايي بين نرها در مي‌گيرد، ماده ممكن است با چند نر جفت‌گيري كند ولي فقط با يكي از آنها همسر مي‌شود. پس از جفت‌گيري، نر و ماده به طور مشترك شروع به تدارك محل زايمان مي‌كنند. ماده پس از 49 تا 56 روز تعداد 1 تا 13 بچه با ميانگين 5 قلاده به رنگ قهوه‌اي تيره با نوك دم سفيد مي‌زايد. چشم بچه‌ها پس از نه روز باز مي‌شود. در روزهاي اول زايمان، ماده از لانه خارج نمي‌شود و نر براي او غذا مي‌آورد. بچه‌ها تا چهار ماهگي وابسته به والدين هستند. در 12 ماهگي مي‌توانند توليدمثل كنند. طول عمر روباه در اسارت حدود 10 سال و در طبيعت گاهي از سه سال تجاوز نمي‌كند.
وضعيت فعلي: دشمن طبيعي روباه، پلنگ، پرندگان شكاري و همچنين شكارچيان پوست هستند. به علت زيركي و تطابق اين حيوان با شرايط مختلف طبيعي و استفاده از منابع متفاوت غذايي، علي‌رغم تعقيب و شكار بي‌رويه، تاكنون كاهش شديدي در جمعيت آنها ايجاد نشده است. تنها عاملي كه مي‌تواند خطرآفرين باشد، حساسيت شديد اين حيوان به بيماري هاري است.
[تصویر:  19_14139280293335551.jpg]

سیاه گوش (لینکس)
نام علمی : Lynx lynx
نام انگلیسی: Eurasian Lynx
نام فارسی: سیاه گوش (لینکس)

مشخصات: جثه به مراتب بزرگ‌تر از گربه اهلی است (گاهی با پلنگ اشتبه می‌شود)، دست و پا بلند دم بسیار کوتاه با نوک پهن و سیاه، موهای گونه، بلند و ریش مانند است. در انتهای گوش‌ها، دسته‌ای از موهای سیاه بلند به طول متجاز از چهار سانتی‌متر وجود دارد.پنجه‌ها بسیار پهن‌اند. ردپا تقریباً دو برابر ردپای گربه معمولی است. در اطراف پینه‌ها موهای بلندی وجود دارد که آنها را از سرما حفظ نموده و ماتع از فرورفتن حیوان در برف می‌شود. رنگ موهای پشت خاکستری متمایل به قهوه‌ای با خال‌های بزرگ و کوچک توپر و سیاه رنگ، ‌زیر بدن است. پوشش تابستانی کوتاه‌تر از پوشش زمستانی و خال‌های کاملاً مشخص هستند.
اندازه‌ها: طول سروتنه 80 تا 130 سانتی‌متر، دم 11 تا 24 سانتی‌متر، ارتفاع 50 تا 70 سانتی‌متر، وزن 18 تا 38 کیلوگرم.
زیستگاه: مناطق جنگلی و استپی، بوته‌زارهای کوهستانی مرتفع.
پراکندگی: مناطق کوهستانی البرز گرگان تا الموت، آذربایجان شرقی و غربی. همچنین به تازگی اطلاعاتی مبنی بر مشاهده آن در کرمانشاه، منطقه حفاظت شده دنا، شهرضا، قالی کوه لرستان، همدان منطقه حفاظت شده بافق و پارک ملی توران و اصل گردیده، که هنوز هیچ‌کدام مورد تأیید قرار نگرفته است. ولی از آنجائی که سیاه گوش حیوانی بسیار مخفی کار است احتمال بودن آن در برخی مناطق مذکور و دیگر مناطق وجود دارد.
پراکنش‌ جهانی: اروپا و آسیا.
عادات: صبح زود و غروب بیشترین فعالیت را دارد. اواسط روز و شب استراحت می‌کند. به صورت انفرادی زندگی می‌کند. در یک شب به طور متوسط تا 20 کیلومتر راه می‌رود. زمستان‌ها در تعقیب طعمه به مناطق پائین‌تر می‌آید و اگر طعمه کم باشد بیشتر از 100 کیلومتر مهاجرت می‌کند. معمولاً در سوراخ های درختان، زیر صخره‌ها و گیاهان انبوه لانه می‌سازد. طعمه خود را با کمین کردن و پریدن بر روی آن شکار می‌کند.
غذا: از پستانداران کوچک به اندازه موش تا شوکا، بچه گراز، روباه، گربه وحشی و نیز پرندگان، خزندگان و حشرات تغذیه می‌کند. اغلب سر طعمه خود را گاز می‌گیرد. سیاه گوش قادر است حیواناتی که سه تا چهار برابر بزرگ‌تر از او هستند را شکار کند. گاهی اوقات طعمه را به مدت چند روز تعقیب می‌کند و در فرصتی مناسب دزدانه به او نزدیک می‌شود و در نهایت با هجومی ناگهانی او را می‌گیرد. معمولاً پس از شکار، طعمه را به محل امنی منتقل می‌سازد.
تولیدمثل: جفت‌گیری در اواسط زمستان انجام می‌گیرد. پس از حدود 70 روز، یک تا چهار بچه می‌زاید. چشم بچه‌ها پس از 12 روز باز می‌شود، تا یک سالگی وابسته به مادرند. در دو سالگی می‌توانند تولیدمثل کننند. طول عمر در اسارت حدود 21 سال است.
وضعیت فعلی: سیاه گوش دشمن طبیعی مشخصی ندارد، گاهی مورد حمله سگ‌های گله، گرگ و پلنگ قرار می‌گیرد. به علت زندگی در مناطق دور از دسترس، از وضعیت زیستی آن اطلاع زیادی در دست نیست. به تازگی یک نمونه در ارتفاعات گرگان و چند نمونه در ارتفاعات آذربایجان شکار شده است. یک نمونه هم در ارتفاعات کلند واقع در منطقه حفاظت شده ارسباران که توسط سگ گله کشته شده بود، مشاهده و مورد بررسی قرار گرفت.
[تصویر:  19_14139280583304191.jpg]

شغال
نام علمی : Canis aureus
نام انگلیسی: Golden Jackal
نام فارسی: شغال

مشخصات: جثه شبيه گرگ ولي به مراتب كوچك‌تر از آن است. گوش‌ها، دست و پا و دو طرف بدن گندمگون، زير بدن زرد زنجبيلي و يا تقريباً سفيد است. (رنگ شغال‌هاي جنوب ايران روشن‌تر از شغال‌هاي نواحي شمال است). قسمت انتهايي دم گاهي بريده به نظر مي‌رسد و رنگ آن تيره‌تر است. در موقع دويدن معمولاً دم را پايين و بين پاها نگه مي‌دارد.
اندازه‌ها: طول سر و تنه 50 تا 100 سانتي‌متر، دم 20 تا 30 سانتي‌متر، ارتفاع 38 تا 50 سانتي‌متر، وزن 6 تا 15 كيلوگرم.
زيستگاه: در اغلب زيستگاه‌هاي ايران زندگي مي‌كنند، بوته‌زارهاي نواحي پست، سواحل دريا، اطراف تالاب‌ها، محل‌هاي ريختن زباله و اطراف مناطق مسكوني را ترجيح مي‌دهد.
پراكندگي: در اكثر مناطق ايران پراكندگي دارد.
پراكنش جهاني: اروپا، آسيا و آفريقا.
عادات: شغال‌هايي كه در اطراف مناطق مسكوني زندگي مي‌كنند عموماً شبگردند ولي در ساير مناطق ممكن است در طول روز نيز مشاهده شوند. به صورت انفرادي، جفت و گاهي گروهي زندگي مي‌كند. معمولاً لانه مشخصي ندارند، گودال‌ها، سوراخ‌هاي طبيعي، شكاف سنگ‌ها، و لانه متروكه ساير جانوران را براي ايجاد لانه و تولد نوزادان انتخاب مي‌كند. در اوايل غروب و گاهي در طول شب معمولاً شغال‌ها به صورت دسته‌جمعي زوزه‌اي، شبيه جيغ انسان سر مي‌دهند.
غذا: شغال‌ها حيوانات كم توقعي هستند و غذاي خود را از منابع مختلفي تأمين مي‌كنند. اغلب اوقات از لاشه حيوانات، باقي‌مانده غذاي طعمه‌خواران، و زباله تغذيه مي‌كنند. گاهي هم پستانداران كوچك، پرندگان، خزندگان، و حشرات را شكار مي‌كنند، در مواقع كميابي اين منابع غذايي، كاملاً گياه‌خوار مي‌شوند و از ميوه تغذيه مي‌كنند. معمولاً شغال‌ها نمي‌توانند به حيوانات پير و ناتوان و نيز نوزادان آنها حمله‌ور مي‌شوند و با گاز گرفتن گردن يا گلو، آنها را از پاي در مي‌آورند.
توليدمثل: معمولاً در فصل زمستان جفت‌گيري مي‌كنند. در موقع جفت‌گيري نر و ماده بين 15 تا 20 دقيقه به هم قفل شده و قادر هب جدايي از يكديگر نيستند. مدت آبستني حدود دو ماه است و سه تا هشت بچة كوروكر مي‌زايند. پدر و مادر مشترك از بچه‌ها مراقبت مي‌كنند. بعد از 10 روز چشم‌ بچه‌ها باز مي‌شود، در سه هفتگي شيرخوارگي پايان مي‌يابد و تغذيه با گوشت نيمه هضم شده‌اي كه توسط والدين برگردانده و در اختيار آنها گذاشته مي‌شود صورت مي‌گيرد. از دو ماهگي به بعد همراه والدين به شكار مي‌روند. در شش ماهگي مستقل مي‌شوند. در يك سالگي قادر به توليدمثل هستند. طول عمر حدود 16 سال است.
وضعيت فعلي: به علت تطابق اين حيوان با شرايط گوناگون محيط، قدرت استتار خوب، و استفاده از منابع غذايي متفاوت، از جمعيت خوبي برخوردارند و در حال حاضر خطري نسل آنها را تهديد نمي‌كند. در منطقه سمسكنده در محل دفن زباله‌هاي شهر ساري تعدادي شغال كه به بيماري «كاله آزار» مبتلا شده بودند مشاهده گرديد.
[تصویر:  19_14139280583314062.jpg]

كفتار
نام علمی : Hyaena hyaena
نام انگلیسی: Striped Hyaena
نام فارسی: كفتار

مشخصات: جثه شبيه سگ، سر بزرگ، قوي‌ترين آرواره را در ميان جانوران دارند، گوش‌ها نسبتاً بزرگ و نوك‌دار، دم متوسط و پرمو است. دست‌ها قوي و از پاها بلندتر است. دست و پا هر كدام چهار انگشت دارند. ناخن‌ها قابل جمع شدن نيست. به طور كلي سر و يك چهارم قسمت جلويي بدن بزرگ ولي يك چهارم عقبي بدن لاغر است. در موقع راه رفتن، برخلاف سگ‌سانان، سر خود را پايين نگه مي‌دارد و حالتي قوزمانند به خود مي‌گیرد و مانند شتر دست و پاي هر طرف بدن را با هم حركت مي‌دهد. موها بلند و به نسبت خشن است. يال بلند و سياه رنگي در ناحيه پشت گردن و روي ستون مهره‌ تا ناحيه دم دارد. رنگ بدن خاكستري روشن تا خاكستري متمايل به زرد است و نوارهايي به رنگ قهوه‌اي تيره تا سياه بر روي آن ديده مي‌شود. در ناحيه دم غدد توسعه يافته توليد بو وجود دارد.
اندازه‌ها: طول سر و تنه 90 تا 120 سانتي‌متر، دم 25 تا 35 سانتي‌متر، ارتفاع 60 تا 90 سانتي‌متر، وزن 25 تا 55 كيلوگرم.
زيستگاه: مناطق كوهستاني، استپي، بياباني و بلوچي.
پراكندگي: اكثر مناطق ايران به جز مناطق خزري و آذربايجان.
پراكنش جهاني: آفريقا و آسيا.
عادات: شبگرد است. ولي در اوايل غروب و صبح زود نيز مشاهده مي‌شود. به صورت انفرادي و گاهي جفت و خانوادگي زندگي مي‌كند. معمولاً در غارها و حفره‌هاي طبيعي و يا انسان ساخت ساكن مي‌شود. در اطراف و داخل لانه، جمجمه و استخوان‌هايي كه توسط كفتار به اين محل حمل گرديده است مشاهده مي‌شود كه در بين آنها جمجمه و استخوان‌هاي سگ، گوسفند اهلي و وحشي وجود دارد. در سال 1384 در پناهگاه حيات وحش نايبندان در داخل يك معدن متروكه به نام كال زرد كه كفتار در آن ساكن شده بود در بين استخوان‌هاي مختلف، جمجمه يك انسان كه توسط كفتار به آنجا حمل شده بود مشاهده شد. كفتار حس بويايي بسيار قوي‌اي دارد، قادر است از فاصله چند كيلومتري بوي غذا را حس كند. در گذشته كه تعداد كفتار زياد بود در برخي از روستاها براي اين كه كفتار اجساد مردگان را بيرون نياورد تا چند شب بر سر قبر آتش روشن مي‌كردند. كفتار در موقع دفاع موهاي يال را سيخ مي‌كند و ازغدد توليد بو نيز استفاده مي‌كند. زماني كه توسط سگ‌ها در تنگنا قرار گيرد، خود را به مردن مي‌زند، ولي به مجرد دور شدن سگ‌ها با آخرين سرعت فرار مي‌كند. قادر است مسافت طولاني را با حالتي شبيه يورتمه بدود. در مواقعي كه در جستجوي غذا است با سرعتي حدود دو تا چهار كيلومتر در ساعت حركت مي‌كند. راه رفتنش صدادار است. رد كفتار را مي‌توان از رد بزرگ دست‌ها در دنبال آن رد كوچك پاها كه با انحنائي به طرف خارج است به آساني تشخيص داد.
غذا: از لاشه حيوانات اهلي و وحشي، تخم پرندگان، پستانداران كوچك، خزندگان، تخم لاك پشت دريايي و حشرات و همچنين ميوه‌هايي مانند هندوانه و خرما تغذيه مي‌كند. كفتار با آرواره ها و دندان‌هاي قوي خود استخوان‌هاي م حكمي مانند استخوان ران الاغ را به آساني خرد مي‌كند. در سواحل نزديك بندر لنگه يك كفتار در حالي كه مغشول حفر محل تخم‌گذاري و خوردن تخم لاك پشت دريايي بود، مشاهده شد. معده كفتار بسيار اسيدي است و قادر به هضم بخش‌هاي زيادي از غذاي خورده شده نظير استخوان مي‌باشد. كفتارها بخش‌هاي هضم شده غذا از قبيل شاخ و سم را به صورت ريمه بر مي‌گردانند. كفتار خال‌دار كه در آفريقا زندگي مي‌كند برخلاف كفتار راه راه مهاجم است و حتي گاهي به صورت گروهي به شيرها حمله مي‌كنند.
توليدمثل: احتمالاً در زمستان جفت‌گيري مي‌كند. آبستني حدود 90 روز است. دو تا چهار و گاهي شش بچه كور مي‌زايد. چشم‌ها پس از يك هفته باز مي‌شوند. چهار تا پنج ماه از بچه‌ها مواظبت مي‌كند. در 15 ماهگي قادر به توليدمثل است. طول عمر در اسارت حدود 25 سال است.
وضعيت فعلي: كفتارها دشمن طبيعي خاصي ندارند، گاهي توسط پلنگ شكار مي‌شوند. همه ساله تعدادي از آنها به علل مختلف نظير خوردن طعمه مسموم، شكار و تصادف با اتومبيل از بين مي‌روند و در برخي از مناطق نيز غارها و ساير سكونت‌گاه‌هاي اين حيوان مورد تخريب قرار گرفته و به همين علت در سال‌هاي اخير جمعيت آنها به شدت رو به كاهش نهاده است. در سال 1385 تعدادي از اين حيوان در پناهگاه حيات وحش نايبندان طبس، منطقه حفاظت شده بيدوئيه كرمان، پارك ملي كوير، پارك ملي توران، پارك ملي خجير و مناطق حاشيه خليج‌فارس و درياي عمان توسط مولف مشاهده شد. به تازگي نيز عكس‌هايي از كفتار در حال حمل سرقوچ و سر كل توسط دوربين‌هاي تله‌اي نصب شده در پناهنگاه حيات‌وحش نايبندان گرفته شده كه بسيار جالب است در سال 1387 نيز يك كفتار در پارك ملي گلستان (منطقه آلمه) مشاهده شده است.
[تصویر:  19_14139280600337251.jpg]

گربه پالاس
نام علمی : Felis manul ,Otocolobus manul
نام انگلیسی: Pallas's cat
نام فارسی: گربه پالاس

مشخصات: جثه به اندازه گربه معمولي ولي سر پهن است. گوش‌ها كوچك، گرد و با فاصله زياد از هم و تقريباً در دو طرف سر قرار دارند. دمي بلند و كلفت دارد. موهاي بدن به رنگ خاكستري متمايل به زرد اُخرائي كه نوك سفيد موها آنها را به رنگ برفكي نقره‌اي در آورده است. بر روي پيشاني خال‌هاي مشخصي ديده مي‌شود. موهاي گونه‌ها بلند، با دو نوار قهوه‌اي رنگ در هر طرف سر، موها بلندتر و متراكم‌تر از ساير گربه‌ها است. موهاي زير بدن نيز بسيار بلند و طول آنها تقريباً دو برابر موهاي پشت و پهلوها است. اين موها عايق بسيار خوبي در مقابل زمين‌هاي يخ زده و برفي به شمار مي‌روند.
اندازه‌ها: طول سر و تنه 50 تا 65 سانتي‌متر، دم 21 تا 30 سانتي‌متر، وزن 5/2 تا 5/4 كيلوگرم.
زيستگاه: مناطق استپيمرتفع با پوشش گياهي نسبتاً متراكم.
پراكندگي: در ايران، وجود آن تاكنون از منطقه خوش ييلاق شاهرود بجنورد، سرخس، تركمن صحرا، آذربايجان غربي (حاشيه رود ارس)، آذرشهر، اصفهان، تهران و كرمان گزارش شده است.
پراكنش جهاني: از تركمنستان تا غرب چين، كشمير و پاكستان.
عادات: شبگرد است ولي گاهي در اوايل غروب و طول روز نيز فعال است. در مناطقي كه از پايكا تغذيه مي‌كند روزگرد است. معمولاً در غارها، شكاف سنگ‌ها و سوراخ‌هاي كه توسط ساير حيوانات حفر شده است ساكن مي‌شود.
غذا: از جوندگان و پرندگان تغذيه مي‌كند.
توليدمثل: احتمالاً در زمستان جفت‌گيري مي‌كند بعد از حدود 65 روز يك تا شش بچه مي‌زايد. بچه‌ها در يك سالگي بالغ مي‌شوند.
وضعيت فعلي: گربه كميابي است به جز يك نمونه كه در منطقه خوش ییلاق و یک نمونه که در اصفهان مشاهده شد، اطلاع دیگری از وضعیت این گونه در دست نبود. در سال 1385 یک گربه پالاس نسبتاً جوان در منطقه بردسیر کرمان از متخلف توقیف گردید که مدتی در اداره محیط زیست کرمان نگهداری می‌شد. اخیراً عکسی از گربه پالاس در میان برف‌ها که در سال 1386 در پارک ملی خجیر به وسیله دوربین تله‌ای گرفته شده بود مشاهده گردید. در سال 1387 نیز یک گربه پالاس در نزدیکی آذر شهر واقع در دامنه‌های غربی کوه سهند زنده‌گیری گردیده است.
[تصویر:  19_14139280641308821.jpg]

گربه جنگلی
نام علمی : Felis chaus
نام انگلیسی: Jungle Cat
نام فارسی: گربه جنگلی

مشخصات: در مقايسه با گربه وحشي جثه‌اي بزرگ‌تر، پاهاي بلندتر، دم كوتاه‌تر و گوش‌هاي نسبتاً بزرگ‌تري دارد، در انتهاي گوش‌ها موهاي سياه و بلدي مشاهده مي‌شود. رنگ پشت گوش قهوه‌اي يا سياه است، رنگ پشت زرد متمايل به قهوه‌اي يا خاكستري متمايل به زرد، زير بدن سفيد متمايل به زرد است، غالباً بر روي دست‌ها، پاها و دم چند نوار يا خال قهوه‌اي متمايل به سياه ديده مي‌شود.
اندازه‌ها: طول سر و تنه 60 تا 96 سانتي‌متر، دم 20 تا 30 سانتي‌متر، ارتفاع 40 تا 48 سانتي‌متر، وزن 4 تا 16 كيلوگرم.
زيستگاه: منطقه خزري، جنگل‌ها، بوته‌زارهاي بلند و انبوه، نيزارهاي مجاور تالاب‌ها و رودخانه‌ها، مزارغ ذرت و نيشكر.
پراكندگي: در اكثر مناطق كشور وجود دارد.
پراكنش جهاني: شمال آفريقا و آسيا.
عادات: شبگرد است. اوايل شب و صبح زود فعاليت بيشتري دارد. به صورت انفرادي زندگي مي‌كند. در زير بوته‌ها و زير صخره‌ها لانه مي‌سازد و يا در لانه متروك جانوراني نظير روباه و تشي ساكن مي‌شود. بسيار با شهامت است و با قدرت از بچه‌هايش دفاع مي‌كند. اگر در گوشه‌اي گير بيافتد به انسان حمله مي‌كند. شناگر خوبي است گاهي اوقات براي گرفتن ماهي در آب شيرجه مي‌رود.
غذا: از پستانداران كوچك و متوسط به اندازه خرگوش، نوازد پستانداراني از قبيل شوكا و گوزن، پرندگان و تخم آنها، مار، قورباغه، ماهي و حشرات تغذيه مي‌كند. در پناهگاه حيات‌وحش دشت ناز واقع در مازندران تعداد سه نوزاد گوزن زرد كه به وسيله يك گربه جنگلي در يك شب كشته شده بودند مشاهده شد. اين بچه گوزن‌ها كه به علت از بين رفتن پوشش گياهي فاقد استتار كافي بودند به علت گاز گرفتن گلو خفه شده و قسمت‌هايي از راسته آنها خورده شده بود.
توليدمثل: جفت‌گيري معمولاً در اواسط زمستان صورت مي‌گيرد. بعد از 66 روز، سه تا پنج بچه مي‌زايد. چشم‌ها پس از 10 تا 12 روز باز مي‌شود. بچه‌ها تا دو ماهگي شير مي‌خورند، تا پنج ماهگي وابسته به مادر هستند و در يك و نيم سالگي بالغ مي‌شوند. طول عمر در اسارت حدود 20 سال است.
وضعيت فعلي: دشمن مشخصي ندارد. گاهي روباه يا شغال بچه‌هاي آنان را مي‌خورند. در اكثر مناطق جنگلي خزري و بيشه‌زارهاي خوزستان مشاهده مي‌شود. در سال‌هاي اخير بر اثر شكار بي‌رويه و تخريب زيستگاه جمعيت آن به طور چشمگيري كاهش يافته است. در تابستان 1386 يك قلاده گربه جنگلي كه در باغ‌هاي مجاور منطقه حفاظت شده كالمند يزد اقدام به شكار بوقلمون اهلي نموده بود به وسيله تله زنده‌گيري و مورد مطالعه قرار گرفت. همچني در سال 1384 نيز يك قلاده در نيزارهاي چشمه خنج منطقه حفاظت شده بهرام گور و در سال 1387 نيز يك قلاده در ده كيلومتري جنوب بم مشاهده گرديده است.
[تصویر:  19_14139280625254451.jpg]

گربه شنی
نام علمی : felis margarita
نام انگلیسی: Sand Cat
نام فارسی: گربه شنی

مشخصات: جثه از گربه خانگي كوچك‌تر است. سر پهن، گوش‌ها بزرگ و پهن و با فاصله به نسبت زياد از هم قرا ردارند. دست و پا كوتاه است. برخلاف ساير گربه‌ها كف دست‌ها و پاها موهاي بلند قهوه‌اي يا سياهي دارند كه پينه‌ها را مي‌پوشاند. موها نرم و متراكم، رنگ موهاي پشت، زرد شني گاهي با نوارها و خال‌هاي نسبتاً تيره، پايين بدن سفيد است. يك نوار گندمگون متمايل به قرمز از گوشه چشم‌ها به سمت گونه‌ها مشاهده مي‌شوند. معمولاً در قسمت انتهاي دم دو تا سه حلقه وجود دارد. انتهاي دم نيز اغلب سياه رنگ است.
اندازه‌ها: طول سر و تنه 45 تا 57 سانتي‌متر، دم 28 تا 38 سانتي‌متر، ارتفاع 24 تا 30 سانتي‌متر، وزن 5/1 تا 3 كيلوگرم.
زيستگاه: مناطق استپي و بياباني. اين گربه خود را با مناطق فوق‌العاده خشك و تپه‌هاي شني تطابق داده است.
پراكندگي: در ايران تاكنون در پارك ملي كوير، مرنجاب كاشان، منطقه دوشاخ واقع در پارك ملي توران، اطراف درياچه بختگان، اطراف نائين، سمنان و پناهنگاه حيات‌وحش نايبندان مشاهده شده است. اطلاعاتي نيز مبني بر وجود آن در دشت تركمن صحرا و نواحي شمال و شرق خراسان وجود دارد.
پراكنش جهاني: شمال آفريقا، عربستان تا تركمنستان.
عادات: شبگرد است. روزها در يك سوراخ كم عمق به استراحت مي‌پردازد، به صورت انفرادي زندگي مي‌كند. در زير بوته‌ها، شكاف سنگ‌ها يا سوراخ‌هايي كه در شن‌زارها حفر مي‌كند، لانه مي‌سازد. حس شنوايي‌اش بسيار قوي است. موهاي بلند كف دست و پا حركت او را در شنزارها به خوبي امكان‌پذير مي‌سازد. از طرف ديگر، اين موها به منزله عايقي كف دست و پا را از گرماي كوير محافظت مي‌كنند.
غذا: از پستانداران كوچك به خصوص دوپاها و ساير جوندگان و گاهي هم از خرگوش، پرندگان، خزندگان و حشرات تغذيه مي‌كند. اين گربه قادر است در مناطقي كه آب وجود ندارد زندگي كند و آب مورد نياز خود را از بدن طعمه‌اش تأمين نمايد.
توليدمثل: جفت‌گيري در اواسط زمستان صورت مي‌گيرد و احتمالاً دو بار در سال توليد مثل مي‌كند. بعد از حدود 63 روز دو تا چهار بچه كور مي‌زايد. چشم‌هاي نوزادان بعد از دو هفته باز مي‌شوند، بچه‌ها حدود شش تا هشت ماه وابسته به مادرند و در نه ماهگي بالغ مي‌شوند. طول عمر در اسارت حدود 13 سال است.
وضعيت فعلي: يكي از جانوران كمياب ايران است و به سختي مي‌توان آن را مشاهده كرد. در سال‌هاي بين 1384 تا 1386 تعدادي از اين گربه در پارك ملي كوير، اطراف سمنان، نائين و نيز يك مادر به همراه سه بچه در پناهنگاه حيات‌وحش نايبندان مشاهده گرديدند.
[تصویر:  19_1413928064523791.jpg]

گربه وحشی
نام علمی : felis silvestris
نام انگلیسی: Wild Cat
نام فارسی: گربه وحشی

مشخصات: شباهت زيادي به گربه اهلي دارد تا چندي پيش آن را از اجداد گربه اهلي مي‌دانستند ولي با توجه به مطالعات انجام شده اخير، بسياري از محققان گربه اهلي را از گونه ديگري به نام (Felis catus) مي‌دانند كه حدود هفت هزار سال پيش در فلسطين و چهار هزار سال پيش در مصر اهلي شده است. گربه‌هايي كه در زيستگاه‌هاي مختلف ايران به صورت وحشي زندگي مي‌كنند تفاوت‌هاي زيادي با هم دارند كه ممكن است گونه‌ها و يا زيرگونه‌هاي جديدي باشند. به منظور تعيين جايگاه رده‌بندي گربه هاي ايران انجام مطالعات موروفولوژيكي و ژنتيكي ضروري است. براي مثال گربه‌هايي كه در نزديك شوشتر، اهواز و دهلران مشاهده مي‌گردند شباهت زيادي به زير گونه آفريقايي (F.s.lybica) دارند، در اين گربه‌ها موها كرم رنگ، خال ها و نوارها بسيار كمرنگ و در برخي نامشخص است. گربه‌هايي كه به تازگي عكس آنها در مناطق بجستان و سبزوار در استان خراسان گرفته شده است شباهت زيادي به زير گونه استپي (F.s.ornata) دارند. در اين گربه‌ها زمينه بدن زرد با نوارهاي طلائي بر روي بدن است. اين گربه نيز شباهت زيادي به گربه اهلي دارد. اكثر گربه هاي مناطق شمالي و نمونه‌هايي كه به تازگي در منطقه دره انجير يزد، بندر لنگه، جاسك و پارك ملي سرخه حصار مشاهده گرديده‌اند شباهت زيادي به زير گونه اروپايي (F.s.sylvestris) دارند. در اين گربه‌ها حدود 12 نوار و يا خال‌هاي تيره و يا كمرنگ در دو طرف بدن وجود دارد، پنج تا شش نوار طولي نيز اغلب در جلو صورت مشاهده مي‌شود كه تا پشت گردن ادامه مي‌يابد. تفاوت آنها با گربه اهلي داشتن دم كوتاه‌تر، كلفت‌تر، پشمالوتر با حلقه‌هاي مشابه و قسمت انتهايي سياه رنگ است. علاوه بر گربه‌هاي فوق انواع گربه‌هاي ديگري نيز مشاهده مي‌شود كه به نظر مي‌رسد بعضي از آنها هيبريد با گربه اهلي و برخي ديگر گربه‌هاي اهلي بازگشته در طبيعت (Feral) هستند. در جزيره اشك واقع در پارك ملي درياچه اروميه تعدادي از اين گربه‌ها مشاهده گرديد.
اندازه‌ها: طول سر وتنه 45 تا 80 سانتي‌متر، دم 25 تا 38 سانتي‌متر، ارتفاع 30 تا 40 سانتي‌متر، وزن 3 تا 8 كيلوگرم.
زيستگاه: اكثر زيستگاه‌هاي ايران اعم از جنگلي، كوهستاني، استپي، بياباني، بلوچي نزديك اماكن مسكوني.
پراكندگي: در اكثر مناطق ايران پراكندگي دارد.
پراكنش جهاني: آفريقا، اروپا و آسيا.
عادات: شبگرد است. اوايل غروب و صبح زود فعاليت بيشتري دارد. در هواي ابري و سرد و در فصل جفت‌گيري، گاهي روزها نيز مشاهده مي‌شود. به صورت انفرادي زندگي مي‌كند. اغلب در حفره‌هاي طبيعي، زير بوته‌ها و سوراخ درختان لانه مي‌سازد. به سرعت از درختان بالا مي‌رود. ممكن است در يك شب تا 10 كيلومتر مسافت را طي كند. اكثر خصوصياتش شبيه گربه اهلي است (مانند گربه ميوميو مي‌كند، در موقع دعوا پشت خود را قوز و موها را سيخ مي‌كند.)
غذا: از پستاندارن كوچك، پرندگان و تخم و جوجه آنها، خزندگان، ماهي، قورباغه، حشرات و حيوانات اهلي از قبيل مرغ و خروس، بزغاله و گاهي مواد گياهي تغذيه مي‌كند. براي شكار طعمه ابتدا دزدانه به آن نزديك مي‌شود، سپس با چند پرش طعمه خود را مي‌گيرد. اين حيوان مانند گربه اهلي با طعمه گرفتار بازي نمي‌كند. همچنين مانند گربه اهلي معمولاً روي مدفوع خود را نمي‌پوشاند.
توليدمثل: جفت‌گيري معمولاً‌در فصل زمستان انجام مي‌شود. در اين فصل بين نرها نزاع‌هايي در مي‌گيرد. پس از 60 روز سه تا پنج بچه كور مي‌زايد. پس از 10 روز چشم بچه‌ها باز مي‌شود، تا سه ماهگي شير مي‌خورند، چهار تا شش ماه وابسته به مادر هستند و در 10 ماهگي بالغ مي‌شوند. طول عمر در اسارت حدود 15 سال است.
وضعيت فعلي: گربه وحشي دشمنان متعددي از قبيل كاراكال، پلنگ و جغدهاي بزرگ دارد. گاهي اوقات نيز راسو و سمور بچه‌هايش را در لانه مي‌خورند. به علت كم شدن طعمه، تخريب زيستگاه، و شكار بي‌رويه، جمعيت آن در اكثر مناطق رو به كاهش گذارده است.
[تصویر:  19_14139280655532161.jpg]

گرگ
نام علمی : Canis lupus
نام انگلیسی: Wolf
نام فارسی: گرگ

مشخصات: بزرگ‌ترين سگ‌سان وحشي است. شباهت زيادي به سگ‌هاي گرگي (Alsatian) دارد با اين تفاوت كه گرگ‌ها موهاي بلند در قسمت پشت گونه‌هاي صورت، گردني كلفت‌تر و كوتاه‌تر، سر پهن‌تر، چشمان مورب و گوش‌هاي كوتاه‌تري دارند. نوك گوش‌ها نيز مانند گوش سگ تيز نيست و غالباً آنها را سيخ نگه مي‌دارند. دم قدري افتاده و صاف است. مانند برخي از سگ‌ها آن را به صورت نيم دايره يا بالا نگه نمي‌دارد. موهاي قسمت انتهايي دم نيز تيره رنگند. مغز گرگ‌ها در مقايسه با سگ حدود 30% بزرگ‌تر است. پوزه‌شان بلندتر و قدرتمندتر است و حس بويايي قوي‌تري دارند. در ايران رنگ گرگ‌ها معمولاً خاكستري با سايه‌اي سياه رنگ است. ولي گرگ‌هايي به رنگ زرد يا قرمز در بعضي از مناطق و حتي در يك دسته گرگ مشاهده شده است. توله گرگ‌ها نيز اغلب سياه رنگند ولي با بالا رفتن سن رنگ آنها تغيير مي‌كند. تا مدت‌ها پيش گرگ‌ها را اجداد سگ‌هاي اهلي مي‌دانستند ولي در حال حاضر برخي از محققان به اين نتيجه رسيده‌اند كه سگ‌ها از گونه‌هاي جداگانه به نام Canis familiaris هستند.
اندازه‌ها: طول سر و تنه 120 تا 160 سانتي‌متر، دم 23 تا 50 سانتي‌متر، ارتفاع 70 تا 100 سانتي‌متر، وزن 25 تا 70 كيلوگرم.
زيستگاه: در تمام زيستگاه‌هاي ايران اعم از جنگلي تا دشت‌هاي باز مناطقي بياباني زندگي مي‌كند.
پراكندگي: در اكثر مناطق كشور مشاهده مي‌شود.
پراكنش جهاني: آمريكا، اروپا و آسيا. گرگ و روباه بعد از انسان بيشترين پراكندگي طبيعي را در بين پستانداران زميني دارند.
عادات: شبگرد است ولي گاهي در روز نيز مشاهده مي‌شود. معمولاً در گروه‌هاي فاميلي زندگي مي‌كند. تعداد آنها به ندرت از 10 گرگ تجاوز مي‌كند. هر گروه شامل يك جفت نر و ماده بالغ (معمولاً تمام عمر را با هم زندگي مي‌كنند) و بچه‌هاي همان سال و يا سال‌هاي قبل است. معمولاً گرگ نر كه گرگ آلفا ناميده مي‌شود هدايت گروه را برعهده دارد، اين گرگ برنامه‌ريز و راهنماي حركت است و در شرايط مختلف كنترل گروه را برعهده دارد. گرگ آلفا با ژست‌هاي مختلف، برتري خود را بر ديگران نشان مي‌دهد. بقيه افراد گروه حركت‌هاي او را كاملاً تقليد (كپي) مي‌كنند. سرگروه ممكن است تا چند سال برتري خود را حفظ كند. كم شدن غذا، دعواهاي داخل گروه و زياد شدن جمعيت از عوامل پاشيده شدن گروه است.
گرگ‌ها حيواناتي بسيار پرطاقت و خستگي ناپذيرند. سرعت عادي آنها 8 كيلومتر در ساعت است ولي قادرند با سرعت 55 تا 70 كيلومتر و با پرش هايي حدود 5 متر به مدت 20 دقيقه بدوند و مسافت‌هايي حدود 200 كيلومتر را در يك شبانه‌روز با سرعت كمتر طي نمايند. جابه‌جايي گرگ‌ها زياد است. در بهار و تابستان معمولاً اوايل غروب تحرك خود را آغاز مي‌نمايند و صبح زود به لانه و يا استراحتگاه (مكاني كه بچه‌ها بازي مي‌كنند) مراجعت مي‌كنند ولي در زمستان به مناطق دورتر مي‌روند و نيازي به مراجعت ندارند. در لابه‌لاي انگشتان گرگ‌ها غدد مترشحه بو وجود دارد كه در برقراري ارتباط بين گله گرگ‌ها و پيدا كردن يكديگر نقش مهمي را ايفاء مي‌كند. گرگ‌هاي پير كه قادر به همراهي گروه نيستند به تنهايي زندگي مي‌كنند. حس بويايي گرگ‌ها بسيار قوي است. آنها قادرند از فاصله 5/2 كيلومتري بو را تشخيص دهند. معمولاً طعمه خود را به وسيله بوي مستقيم و يا تعقيب بوي به جاي مانده در رد طعمه پيدا مي‌كنند. صداي گرگ شباهت زيادي به واق واق سگ دارد. گاهي اوقات به خصوص در فصل جفت‌گيري زوزه‌اي بسيار طولاني و غم‌انگيزي سر مي‌دهند كه در مناطق باز از فاصله 16 كيلومتري براي انسان قابل شنيدن است.
لانه فقط براي توليدمثل مورد استفاده قرار مي‌گيرد و به وسيله يك يا چند راه خروجي كه طول آنها ممكن است به 2 تا 4 متر برسد با سطح زمين ارتباط دارد. اين لانه ممكن است سال‌هاي متمادي مورد استفاده قرار گيرد.
غذا: از علف‌خواران بزرگ نظير قوچ وحشي، كل‌وبز، آهو، مرال، شوكا، و نيز از مهره‌داران كوچك و پرندگان تغذيه مي‌كند. در موقع كميابي طعمه، از لاشه حيوانات و مواد گياهي نيز استفاده مي‌كنند. در منطقه حفاظت شده مراكان واقع در آذربايجان غربي، در فصل تابستان عليرغم مراقبت‌هاي انجام شده تعدادي گرگ به مزارع هندوانه هجوم آورده و از بهترين هندوانه‌ها تغذيه مي‌كردند. در مناطقي كه جانوران طعمه نابوده شده‌اند به دام‌هاي اهلي نظير گوسفند و حتي اسب و الاغ حمله مي‌كنند.
گرگ‌ها طعمه خود را از طريق تعقيب كردن و معمولاً با همكاري يكديگر شكار مي‌كنند. قبل از حمله وضعيت تك‌تك حيوانات گله را بررسي مي‌كنند و پيرترين، ضعيف‌ترين و مريض‌ترين حيوان را براي شكار انتخاب مي‌كنند. پس از شكار چند روز در كنار طعمه خود به استراحت مي‌پردازند و سپس براي به دست آوردن غذا به محل جديدي مي‌روند. به جز مواردي خاص تاكنون مدرك مستدلي مبني بر حمله گرگ به انسان دريافت نشده است. طبق بررسي‌هاي انجام شده اكثر حملاتي كه به گرگ نسبت داده مي‌شود توسط سگ انجام گرفته است.
توليدمثل: جفت‌گيري در اكثر مناطق در فصل زمستان انجام مي‌گيرد، در زمان مقاربت براي مدتي قادر به جدا شدن از يكديگر نيستند. معمولاً نر و ماده غالب به ديگر اعضاء گروه اجازه جفت‌گيري نمي‌دهند. پس از جفت‌گيري نر و ماده به طور مشترك شروع به تدارك محل زايمان مي‌كنند. معمولاً دو محل را براي لانه انتخاب مي‌كنند تا به مجرد احساس خطر بچه‌ها را به دندان گرفته و آنها را به لانه ديگر منتقل كنند. پس از حدود دو ماه يك تا 10 (معمولاً سه تا شش) بچه مي‌زايد. گرگ نر مسئوليت تهيه و آوردن غذا براي ماده و بچه‌ها را به عهده دارد. آنها از غذاي نيمه هضم شده كه گرگ نر بالا مي‌آورد استفاده مي‌كنند. بچه‌ها در موقع تولد كور هستند و بعد از حدود 12 روز چشم باز مي‌كنند. رنگ آنها معمولاً تيره است. بعد از سه هفته بچه‌ها در جلوي لانه مشاهده مي‌شوند. وابستگي آنها به پدر و مارد كه به طور مشترك از بچه‌ها مواظبت مي‌كنند حدود شش ماه است. معمولاً گرگ‌ها در 22 ماهگي به سن بلوغ مي‌رسند. طول عمر در اسارت حدود 16 سال و در طبيعت حدود 9 سال است.
وضعيت فعلي: گرگ‌ها دشمن طبيعي خاصي ندارند. در سال‌هاي اخير بر اثر كم شدن طعمه، تعقيب با وسايل نقليه موتوري، شكار، تله‌گذاري و استفاده از طعمة مسموم، در اكثر مناطق كشور جمعيت آنها به شدت كاهش يافته و در برخي از نقاط به طور كامل نابوده شده است. با وجود اين در حال حاضر در اكثر مناطق تحت مديريت سازمان حفاظت محيط زيست كه هنوز جمعيت‌هايي از آهو، قوچ و ميش در آنها وجود دارد تعداد به نسبت مناسبي گرگ مشاهده مي‌شود.
[تصویر:  19_14139280678509591.jpg]

شاه روباه (روباه افغانی)
نام علمی : Vulpes cana
نام انگلیسی: Blanford's Fox
نام فارسی: شاه روباه (روباه افغانی)

مشخصات: احتمالاً كوچك‌ترين روباه ايران و زيباترين آنها است. در ناحيه صورت، معمولاً دو نوار سياه وجود دارد كه از چشم‌ها به طرف بيني امتداد يافته‌اند. دم بلند و بسيار پرمو، گوش‌ها بزرگ و در قاعده بسيار پهن مي‌باشند. رنگ پشت گوش‌ها قهوه‌اي متمايل به خاكستري است. موهاي بدن بسيار نرم و انبوه‌اند، رنگ موهاي پشت معمولاً خاكستري تيره با نوك سفيد، در ناحية ستون مهره‌ها كاملاً قهوه‌اي و روي دم سياه رنگ است. برخلاف ساير روباه‌هاي ساكن در نواحي بياباني كف پاهاي شاه روباه فاقد مو مي‌باشد.
اندازه‌ها: طول سر و تنه 40 تا 50 سانتي‌متر، دم 33 تا 41 سانتي‌متر، وزن يك تا سه كيلوگرم.
زيستگاه: تپه و ماهورهاي واقع در مناطق استپي و بياباني.
پراكندگي: در ايران در مناطق شرق خراسان، كرمان، فارس، رباط پشت بادام يزد، اصفهان و نايبندان طبس مشاهده شده است.
پراكنش جهاني:‌ بلوچستان، پاكستان، افغانستان، تركمنستان.
عادات: شبگرد است. به صورت انفرادي زندگي مي‌كند، مهاجرت چنداني ندارد. بسيار بازيگوش و باهوش است. مي‌تواند مدت‌ها با سرعت 50 كيلومتر در ساعت بدود.
[تصویر:  19_1413928074431911.jpg]

........
....
GOD gives me nothing... But wants from me everything... 19
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۱-۳۰-۱۳۹۲ ۰۲:۲۱ عصر، توسط Mars Bowhunter.)
۱۱-۳۰-۱۳۹۲ ۰۱:۴۰ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Jafar43 ، amiremadi ، mr.x ، severus snape ، mohsenm2 ، logaritm ، rifles
**
عضو سایت
عنوان : عضو سایت
ارسال‌ها: 40
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۹۲
اعتبار: 4
وضعیت : آفلاین
جنسیت:
سپاس ها 264
سپاس شده 392 بار در 107 ارسال
ارسال: #3
RE: راسته گوشت خواران
واقعا عالی و خوب و کامل بود لازم بگم که چند وقت پیش یکی از دوستان میگفت که در خراسان شمال نزدیک مرز یک قلاده پلنگ برفی مشاهده شده که بسیار نادر و نسلش در حال انقراض

.....


فایل‌(های) پیوست شده
.jpg  2_0_70348.jpg (اندازه: 86.14 KB / تعداد دفعات دریافت: 9)
.jpg  7_0_70348.jpg (اندازه: 92.82 KB / تعداد دفعات دریافت: 12)
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۲-۱-۱۳۹۲ ۰۲:۴۰ عصر، توسط ALONE HUNTER.)
۱۲-۱-۱۳۹۲ ۰۲:۳۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Jafar43 ، Mars Bowhunter ، logaritm
***
کاربر ارزشمند
عنوان : کاربر ارزشمند
ارسال‌ها: 603
تاریخ عضویت: مرد ۱۳۹۲
اعتبار: 41
وضعیت : آفلاین
جنسیت:
سپاس ها 2420
سپاس شده 3594 بار در 933 ارسال
ارسال: #4
RE: راسته گوشت خواران
(۱۲-۱-۱۳۹۲ ۰۲:۳۸ عصر)mozahem نوشته شده توسط:  واقعا عالی و خوب و کامل بود لازم بگم که چند وقت پیش یکی از دوستان میگفت که در خراسان شمال نزدیک مرز یک قلاده پلنگ برفی مشاهده شده که بسیار نادر و نسلش در حال انقراض

.....

چه جالب!!! پلنگ برفی اگه یادم باشه مال تبت و هیمالیا بود... چطور تا خراسان و شمال شرق اومده؟؟؟!!!!
GOD gives me nothing... But wants from me everything... 19
۱۲-۶-۱۳۹۲ ۱۱:۰۷ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Jafar43 ، ALONE HUNTER
**
عضو سایت
عنوان : عضو سایت
ارسال‌ها: 40
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۹۲
اعتبار: 4
وضعیت : آفلاین
جنسیت:
سپاس ها 264
سپاس شده 392 بار در 107 ارسال
ارسال: #5
RE: راسته گوشت خواران
با سلام درست ولی گستره پراکندگیش از هیمالیا و بخش از پاکستان تا کوه های افغانستان(البته تعدادشون کم و گونه در خطر انقراض) و از اونجایی که با افغانستان هم مرزیم احتمالش زیاد که تا خراسان اومده باشه
۱۲-۷-۱۳۹۲ ۰۱:۳۱ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط logaritm ، Mars Bowhunter ، Jafar43
****
ناظم
عنوان : کاربر ارزشمند
ارسال‌ها: 135
تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۲
اعتبار: 15
وضعیت : آفلاین
جنسیت:
سپاس ها 759
سپاس شده 610 بار در 178 ارسال
ارسال: #6
RE: راسته گوشت خواران
(۱۱-۳۰-۱۳۹۲ ۱۲:۴۰ عصر)Mohsen Bowhunter نوشته شده توسط:  
راسته گوشت خواران
پلنگ ایرانی
نام علمی : Panther pardus saxicolor
نام انگلیسی: North Persian Leopard
نام فارسی: پلنگ ایرانی
مشخصات: جثه‌ای بزرگ، بدنی ملی خجیر موفق به گرفتن عکس از پلنگ گردیدند.
[تصویر: 19_14139280214062761.jpg]


یادمه کتاب تیمور لنگ و میخوندم نوشته بود وقتی اومد مازندران تعداد پلنگهای مازندران از تعداد گربه های سمرقند بیشتر بودن .
اما حیف که داره منقرض میشه 2
تنها گنجی که به جستجو کردنش می ارزد، هدف است.

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۲-۱۱-۱۳۹۲ ۱۰:۲۶ عصر، توسط rifles.)
۱۲-۷-۱۳۹۲ ۰۵:۳۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط logaritm ، Mars Bowhunter ، Jafar43 ، amiremadi ، mr.x ، Achilles7319
**
عضو سایت
عنوان : عضو سایت
ارسال‌ها: 40
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۹۲
اعتبار: 4
وضعیت : آفلاین
جنسیت:
سپاس ها 264
سپاس شده 392 بار در 107 ارسال
ارسال: #7
RE: راسته گوشت خواران
با سلام امروز خبر تکان دهنده ای شنیدم عصری رفته بودم یکی از روستاهای های اطراف شهرپیش یکی از دوستان بهم گفت چند روز پیش یک یوز پلنگ با دو تا تولش رو وقتی داشتند از از جاده رد میشده دیده هر چی بهش گفتم اینا پلنگ بودن توی این منطقه یوز نیست به خوردش نرفت که نرفت گفتم خوب چه شکلی بود گفت مثل پلنگ ولی لاغر تر و بدنی کشیده داشت باورم نمیشد ایجوری این میگفت به احتمال زیاد یوز بوده بهشون گفتم جون مادرتون اگه یوقت به گوسفندی چیزی حمله کرد نزنیدش تا ببینیم اصلا یوز بوده یا نه ولی با این وضع حفاظت و مراقبت اگر هم احیانا وجود داشته باشه دو روزه یا تصادف میکنن یا هم دامداران خلاصشون میکنند
۱۲-۱۲-۱۳۹۲ ۰۹:۴۳ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mr.x ، stop ، mohsenm2 ، Mars Bowhunter
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

 انتخاب پوسته: